تبليغاتX
مركز ملي پاسخ گوئي به سوالات ديني
تست: چقدر خدا شما را دوست دارد




امام باقر علیه‏السلام مى‏فرماید : اگر بخواهى خود را امتحان كنى كه در تو خیرى هست ، به قلبت مراجعه كن ، اگر...



از متكبّر در تعجّبم



ابو حمزه ثمالى از حضرت سجّاد علیه‏السلام نقل مى‏كند كه حضرت فرمود : از متكبّر فخر فروش عجب دارم كه دیروز نطفه بود و فردا جیفه است ، عجب از كسى كه در حق خدا شك دارد در حالى كه این همه مخلوقات الهى را مى‏بیند ، عجب از كسى كه منكر مرگ است ، در حالى كه هر شب و روزى مى‏میرد و عجب از كسى كه جهان بعد را منكر است ، در حالى كه جهان فعلى را مى‏نگرد و عجب از كسى كه براى خانه فنا كار مى‏كند ، در حالى كه عمل براى خانه بقا را ترك كرده است



عیسى و شخص معجب



امام صادق علیه‏السلام فرمود : راه و روش عیسى در تبلیغ دین گردش در شهرها بود ، در یكى از گردش‏هایش بیرون شد در حالى كه مرد كوتاه قدى از یارانش به همراهش بود . چون عیسى به دریا رسید ، از روى یقین نام خدا را برد و روى آب به راه افتاد ، چون آن مرد عیسى را این چنین دید او هم با یقین كامل نام حضرت حق را به زبان جارى كرد و دنبال عیسى به روى آب به راه افتاد تا به عیسى رسید .



در این حال عجب و خودبینى او را گرفت ، با خود گفت : این عیسى روح اللّه است كه به روى آب راه مى‏رود و من همانند او ، پس او را بر من چه برترى است ؟ امام فرمود : به محض این اندیشه به زیر آب رفت ، در آن حال عیسى را به عنوان كمك صدا زد ، آن حضرت وى را از آب بیرون آورده سپس به او فرمود : چه گفتى ؟ در پاسخ عیسى ، اندیشه‏اش را بیان كرد و این كه آلودگى عجب گریبانش را گرفت ، عیسى فرمود : خود را به جایى واداشتى جز آنجا كه خدایت واداشته و بدین جهت مورد خشم خدا شدى ، از آنچه كه گفتى به درگاه حضرت حق توبه كن . سپس امام صادق علیه‏السلام فرمود : آن مرد توبه كرد و به مقامى كه خدا به او داده بود بازگشت



خود را امتحان كنیم



امام باقر علیه‏السلام مى‏فرماید : اگر بخواهى خود را امتحان كنى كه در تو خیرى هست ، به قلبت مراجعه كن ، اگر عاشق اهل طاعت و دشمن اهل معصیتى در تو خیر هست و خداوند دوستت دارد و اگر دشمن مردم مؤمنى و علاقه‏مند به اهل معصیت در تو خیرى نیست و خداوند دشمن توست و مرد با همان است كه به آن علاقه‏مند است.







برگرفته از کتاب حکایتهای عبرت آموز استاد حسین انصاریان
لینک ثابت داغ کن - کلوب دات کام


آب‌ها خط‌کشی نمی‌کنند...



آب‌ها خط‌کشی نمی‌کنند، هم دست‌های پاک را می‌پذیرند و هم دست‌های آلوده را. آینه‌ها هم مرزبندی نمی‌کنند، هم چهره‌های زشت را نشان می‌دهند و هم چهره‌های زیبا را.


 

پیامبر(ص) هم آب بود و هم آینه، یعنی برای همه بود. یعنی همه از اخلاق خوب پیامبر(ص) برخوردار بودند و بهره می‌بردند. پس اگر پیامبر(ص) مهربان بود، با همه مهربانی می‌کرد و اگر حرمت و احترام می‌گذاشت، برای همه بود. اگر گره گشایی می‌کرد، گره از کار همه می‌گشود، او هرگز اهل تبعیض و تفاوت نبود.

 

زرگرها وقتی بخواهند بدانند که سکه‌ای طلا هست یا نه، آن را به زمین زده و آنگاه از جنس صدای آن متوجه می‌شوند.

 

خدا هم زرگر عالم است وقتی بخواهد بفهماند کسی طلا هست یا نه و یا جنس خوبی دارد یا نه، او را چند صباحی ـ و به ظاهرـ به زمین می‌زند و مشقات و مشکلاتی را برایش فراهم می‌سازد و آنگاه از جنس حرف‌ها و برخوردها و رفتارهایش مشخص می‌کند که او چگونه آدمی است.

 

دندان پیامبر(ص) را شکستند اما او به جای آن که نفرین کرده و نفرتی در دلش پدید آید دستان خود را به سمت آسمان بلند کرده و می‌فرمود:

"اهد قومی انهم لا یعلمون؛ خدایا اینها نمی‌دانند و تو اینها را هدایت کن."

یعنی جواب بدی را با خوبی می‌داد.

 

حال اگر اسوه ما پیامبر(ص) باشد ما هم باید بدی‌ها را با خوبی جواب دهیم.».....

 

شما در برابر آینه اگر خندان باشی چهره‌ای خندان می‌بینی و اگر گریان باشی چهره‌ای گریان را تماشا می‌کنی.

 

این دنیا هم آینه‌وار است، از این‌رو شما همان می‌بینی که هستی و انجام می‌دهی.

هر دست که دادند همان دست گرفتند

 

این فرمولی است که قرآن کریم دارد و می‌گوید: "ان احسنتم احسنتم لانفسکم و ان اساتم فلها؛ یعنی اگر خوبی کنی خوبی می‌بینی و اگر بدی کنی بدی می‌بینی."

 

فاطمه زهرا(س) این فرمول را خوب فهمیده بود، لذا علی(ع) فرمود: "لا اغضبتنی فاطمه؛ فاطمه زهرا(س) هیچگاه مرا ناراحت نکرد.....

 

 

قسمتی از کتاب سلوک باران . محمد رضا رنجبر

حیف نخونیش

لینک ثابت داغ کن - کلوب دات کام
اولین بیعت کننده با امام زمان(عج)


مفضّل بن عمر از امام صادق(ع) روایت کرده است که فرمود: آنگاه که خداوند به حضرت قائم(عج) اجازه خروج دهد، آن حضرت به منبر رود، پس مردم را به سوی خویش دعوت کند و به خداوند سوگندشان دهد و به حق خویش آنها را بخواند و به این که بین ایشان و روش رسول خدا(ص) رفتار کند و به کردار آن حضرت عمل کند.

آنگاه خداوند جبرییل را می فرستد که نزد او بیاید، جبرییل در حجر اسماعیل نزد آن حضرت می آید و می گوید: به چه چیز مردم را می خوانی؟ حضرت قائم(عج) دعوت خود را به او خبر دهد. جبرییل می گوید: من نخستین کسی هستم که با تو بیعت می نمایم، دست خویش را برای بیعت باز کن، پس دست به دست آن حضرت گذارد و متجاوز از سیصد و ده مرد نزد او بیایند و با او بیعت نمایند و در مکه می ماند تا یارانش به 10 هزار نفر برسد، سپس از آنجا به مدینه رهسپار شود.(۱)

همچنین نقل شده است که حضرت قائم(عج) پشت به حرم (خانه کعبه) می دهد و دست خود را دراز می کند مثل دست موسی ... آنگاه می فرمایند: این دست خداست و از جانب خداست و به امر خدا کشیده شد و این آیه را تلاوت می کند :ان الذین یبایعونک انما یبایعون الله یدالله فوق ایدیهم، فمن نکث فانما ینکث علی نفسه ... . پس اول کسی که دست آن حضرت را می بوسد جبرییل است و با آن جناب بیعت می نماید و پشت سر او فرشتگان و نجبای جنّ و نقیبان آن حضرت بیعت می کنند. (۲)

منابع:
۱-مهدی موعود، ترجمه و نگارش علی دوانی، ص۱۱۵۴
۲-اسرار العقائد، ج ۲، ص ۱۰۰ به نقل از کتاب "یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان(عج)"، از علیرضا رجالی تهرانی،‌ انتشارات نبوت

لینک ثابت داغ کن - کلوب دات کام

پنجشنبه یازدهم آذر 1389 | محمد رضا سليما ني
ویات قرآن پیرامون ظهور حضرت مهدی(علیه‌السلام)


« وَجَعَلَهَا كَلِمَةً بَاقِیَةً فِی عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ ؛ و این [خدا پرستی و امامت خلق] را در ذریه و نسل‌های بعد از خودش كلمه پاینده قرار داد تا شاید [به سوی خدا] باز گردند.» [59]



خصوصیات حضرت مهدی(علیه‌السلام)
 از نسل امام حسین(علیه‌السلام) است
جابربن یزید جُعفی می‌گوید: پیرامون این آیه از امام باقر(علیه‌السلام) پرسیدم؟ یابن رسول الله (صلی الله علیه و آله) گروهی می‌گویند: خدای تبارك و تعالی امامت را در فرزندان امام حسن (علیه‌السلام) قرار داده‌ نه امام حسین(علیه‌السلام)؟ حضرت فرمودند: به خدا سوگند آن‌ها دروغ می‌گویند: آیا نشنیده‌اند كه خدای تعالی می‌فرماید: « وَجَعَلَهَا كَلِمَةً بَاقِیَةً فِی عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ » كه معنای آیه این است: آیا آن [امامت] را جز در فرزندان حسین(علیه‌السلام) قرار داد.؟[60]

در كتاب شریف كمال الدین مرحوم صدوق(ره) روایت است كه امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) خطاب به امام حسین(علیه‌السلام) فرمودند: ای حسین! نهمین فرزند تو قائم به حق است. او آشكار كننده دین و گستراننده عدل است.[61]

شایان ذكر است پیرامون این مطلب كه امام زمان(علیه‌السلام) فرزند امام حسین(علیه‌السلام) است 308 روایت نقل شده.[62]

 زمین به نورش روشن می‌شود

«وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا ؛ و زمین به نور پروردگارش روشن می‌شود»[63]

علی بن ابراهیم در تفسیر خود از امام صادق(علیه‌السلام) درباره این آیه نقل می‌كند كه حضرت فرمودند: پروردگار زمین یعنی امام زمین، عرض كردم: هرگاه ظهور كند چه می‌شود؟ فرمودند: در آن صورت مردم از نور آفتاب و نور ماه بی‌نیاز می‌شوند و به نور امام اكتفا می‌كنند.[64]
در آیه 35 سوره نور نیز به این معنا اشاره شده و از وجود پر بركت حضرت مهدی(علیه‌ السلام) به «نور» تعبیر شده، آنجا كه امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) درباره آیه «یَهدی الله بنوره من یشاء»[65] فرمودند: مراد از نوری كه خداوند به وسیله آن هر كه را بخوهد هدایت می‌كند «مهدی» است.[66]
همچنین این معنای روشنگری و فروزان بودن در آیه دوم سوره «لیل» به [امام زمان (علیه‌السلام) تأویل گردیده آنجا كه خداوند می‌فرماید: «والنهار اذا تجلّی؛[67] قسم به روز هنگامیكه عالم را به ظهور خود روشن می‌سازد.»
و شاید مراد از این آیات آن است كه خورشید وجود حضرت مهدی(علیه‌السلام) از پشت ابر غیبت بیرون می‌آید و مردم از بركات وجودی او، و حتی از دیدار رخ زیبای او بهره‌مند می‌گردند، و عالمیان چنان شیفته و دلباخته او ‌شوند كه از تمام زیبایی‌ها و دلربائی‌های دنیا بی‌نیاز ‌گردند و زمین به نور معرفت و عشق به بقیة الله(علیه‌السلام) روشن می‌شود.
 نعمت باطنی خدا
«وَأَسْبَغَ عَلَیْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً ؛ [خداوند] نعمت‌های ظاهری و باطنی خود را به طور فراوان بر شما ارزانی داشته».[68]

ابن بابویه نقل می‌كند كه از حضرت موسی بن جعفر (علیهماالسلام) درباره این آیه سؤال شد، آن حضرت فرمودند: نعمت ظاهری امام ظاهر است، و نعمت باطنی امام غایب می‌باشد، به آن جناب عرضه شد: آیا در امامان كسی هست كه غایب شود؟ امام فرمودند: آری! امامی كه از دیدگان مردم غایب می‌شود، ولی یاد او از دل‌های مؤمنین غایب نمی‌گردد حجت دوازدهم است.[69]

 حقیقتی انكار ناپذیر
« وَالسَّمَاء ذَاتِ الْبُرُوجِ ؛ سوگند به آسمان كه دارای برج‌های باعظمت است.»
ابن عباس نقل می‌كند، كه پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) فرمودند: ذكر خداوند عزوجل عبادت است، و یاد من و یاد علی(علیه‌السلام) هم عبادت است، و یاد امامانی كه فرزند علی (علیه‌السلام) هستند عبادت است، قسم به آن خدایی كه مرا به نبوت برانگیخت و بهترین مخلوقات قرار داد، وصی من بهترین اوصیاء و او حجّت خدا بر بندگانش و خلیفه او بر خلقش می‌باشد و فرزندانش امامان هدایتگر بعد از او می‌باشند، خداوند به خاطر آن‌ها اهل زمین را عذاب نمی‌كند و به خاطر آنان آسمان را نگه می‌دارد، كه جز به اذن او بر زمین خواهد افتاد، به سبب آن‌ها كوه‌ها بر جایشان استوارند و بر بندگان خدا باران می‌بارد و گیاهان از زمین می‌رویند.

آنان اولیای خدا و خلفای راستین من هستند، شماره ایشان همان تعداد ماه‌های سال است كه دوازده نفر می‌باشند.

آنگاه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) این آیه را تلاوت كردند: « وَالسَّمَاء ذَاتِ الْبُرُوجِ »و فرمودند: ای ابن عباس! آیا چنین می‌پنداری كه خداوند به آسمان دارای برج‌ها سوگند یاد كند و منظورش همان آسمان و برج‌های آن باشد؟ عرض كردم یا رسول الله! معنای آن چیست؟ فرمودند:اما آسمان من هستم، و اما برجها؛ امامان بعد از من هستند كه اولشان علی(علیه‌السلام) و آخرینشان مهدی(صلوات الله علیهم اجمعین) است».[70]

در آیه اول سوره فجر نیز خداوند تبارك و تعالی به وجود حضرت بقیة الله قسم یاد می‌كند و «والفجر» به حضرت مهدی(علیه‌السلام) تأویل شده[71] در ابتدای سوره عصر نیز خداوند به زمان ظهور حضرت مهدی(علیه‌السلام)سوگند یاد می‌كند.[72]

از تمامی این مطالب و آیاتی كه خداوند به خود امام زمان(علیه‌السلام) یا به عصر ظهور ایشان قسم یاد می‌كند به این نكته پی می‌بریم كه در حقانیت وجود حضرت مهدی(علیه‌ السلام) و ظهور ایشان هیچ تردید و شكی نیست و حضرتش حقیقتی انكار ناپذیر است.

 نیرومندترین عالمیان
«قَالَ لَوْ أَنَّ لِی بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِی إِلَى رُكْنٍ شَدِیدٍ ؛ [لوط] گفت: ای كاش در برابر شما قدرتی داشتم یا تكیه‌گاه و پشتیبان محكمی در اختیارم بود.»[73]
از امام صادق(علیه‌السلام) نقل شده كه فرمودند: اینكه لوط به قومش گفت:[ لَوْ أَنَّ لِی بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِی إِلَى رُكْنٍ شَدِیدٍ ] مقصودش جز این نبود كه نیروی قائم(علیه‌السلام) را داشتم [زیرا نیروی حضرت آن چنان است كه هیچ كس یارای جنگیدن و مقابله با او را ندارد] و ركن شدید یاران آن حضرت هستند كه هر یك از آن‌ها قوت چهل مرد را دارد و دلشان از كوه آهن محكم‌تر است...»[74]

درباره قدرت و نیروی حضرت مهدی(علیه‌السلام) از امام رضا(علیه‌السلام) نقل است كه فرمودند: هنگامی كه قائم(علیه‌السلام) ظهور كند جسمی قوی و نیرومند دارد به طوری كه اگر دست بر بزرگترین درخت زمین بزند آن را از جا می‌كند واگر بین كوه‌ها فریاد بزند صخره‌هایش از جا كنده شود و فرو ریزد.[75]
 صراط مستقیم
«فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِیِّ وَمَنِ اهْتَدَى ؛ پس به زودی خواهید دانست كه [ما و شما] كدامیك اهل راه مستقیم هستیم و چه كسی هدایت شده است.»[76]
امام موسی بن جعفر (علیه‌السلام) فرمودند: از پدرم درباره این آیه: [فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِیِّ وَمَنِ اهْتَدَى] سؤال كردم. پدرم فرمودند: راه مستقیم همان حضرت قائم(علیه‌السلام) است، و هدایت شده كسی است كه از او اطاعت كند.[77]
در آیات دیگری از قرآن[78] هم به این مطلب اشاره گردیده كه منظور از هدایت شدن انسان‌ها همان اطاعتشان نسبت به چهارده معصوم (علیهم‌السلام) است و هدایت شده و رستگار كسی است كه مطیع محض پیامبر و خاندان او باشد. ناگفته نماند كه اطاعت از این انوار مقدس همان اطاعت و پیروی از حضرت حق است: «من اطاعكم فقد اطاع الله»[79]
 تعهد انبیاء به ولایت مهدی(علیه‌السلام)
«وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَى آدَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِیَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا ؛ و به راستی كه ما از پیش به آدم سفارشی كردیم پس او فراموش كرد و برایش عزم و تصمیم پایداری نیافتیم.»[80]
از امام باقر(علیه‌السلام) درباره این آیه چنین نقل شده كه فرمودند: خداوند از پیامبران پیمان گرفت و فرمود: آیا من پروردگارتان نیستم؟ گفتند: چرا، [سپس خداوند فرمود] این محمد(صلی الله علیه و آله) رسول من و علی(علیه‌السلام) امیرالمؤمنین است و جانشینان پس از او والیان امر من و گنجینه‌های علم من هستند و مهدی(علیه‌السلام) كسی است كه به وسیله او دینم را یاری می‌كنم و دولتم را به وسیله او آشكار می‌سازم به او از دشمنانم انتقام می‌گیرم و به وسیله او عبادت می‌شوم. [سپس پیامبران] گفتند: پروردگارا [به این مطالب] اقرار كردیم و شهادت دادیم.
ولی آدم(علیه‌السلام) نه انكار كرد و نه اقرار نمود، پس منصب اولوالعزمی برای پنج تن از پیامبران به جهت حضرت مهدی(علیه‌السلام) [و اقرار به مقام ایشان] ثابت شد، و به آدم كه عزمی در اقرار نبود [این مقام عطا نشد]. و این است معنای قول خداوند تبارك و تعالی كه فرمود: «وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَى آدَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِیَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا »[81]
 دعایش مستجاب است
« أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَكْشِفُ السُّوءَ وَیَجْعَلُكُمْ خُلَفَاء الْأَرْضِ ؛ [آیا بتهایی كه معبود شما هستند بهترند] یا كسی كه دعای مضطر را اجابت می‌كند و گرفتاری را برطرف می‌سازد و شما را خلفای زمین قرار می‌دهد.»[82]
از امام صادق(علیه‌السلام) در باره این آیه شریفه روایت شده كه حضرت فرمودند: این آیه درباره قائم آل محمد(صلی الله علیه و آله) نازل شده، به خدا سوگند اوست آن مضطری كه در مقام ابراهیم دو ركعت نماز می‌گذارد و به سوی خداوند دعا می‌كند، پس [خداوند] او را اجابت نماید و ناراحتی [او] را برطرف سازد و او را خلیفه [خود] در زمین قرار دهد و این آیه قرآن از اموری است كه تأویلش بعد از تنزیلش خواهد بود.[83]
 اوج درخشندگی ولایت امیرالمؤمنین(علیه‌السلام)
«وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا ؛ سوگند به خورشید و اوج درخشندگیش». [84]
امام صادق(علیه‌السلام) درباره این آیه فرمودند: «شمس» ، امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) است و «اوج درخشندگی خوشید» قیام حضرت قائم(علیه‌السلام) است.[85]
نظر به اینكه در زمان امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) امامان ظلم و جور زمام امور را به دست گرفتند و بر مسند خلافت تكیه زدند و با سیاهی خود قصد پوشاندن نور ولایت علوی را داشتند، در زمان ظهور حضرت ولی عصر(علیه‌السلام) حقانیت ولایت امیرالمؤمنین(علیه السلام) بر همگان ثابت خواهد شد و نور ولایت، زمین را روشن می‌كند و مردم به مودّت و محبّت پیامبر (صلی الله علیه و آله) دینشان را می‌شناسند و به سوی خدا هدایت می‌شوند.
 ستاره‌ای درخشان در تاریكی
«فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ الْجَوَارِ الْكُنَّسِ ؛ سوگند به ستارگانی كه باز می‌گردند، حركت می‌كنند و از دیده‌ها پنهان می‌شوند».[86]
امام باقر(علیه‌السلام) درباره این آیه فرمودند: «خُنَّس؛ امامی است كه در سال دویست و شصت از مردم پنهان می‌شود به طوری كه مردم از احوال او بی‌اطلاع می‌مانند، سپس مانند ستاره‌ای تابناك در شب تار آشكار می‌گردد».[87]
حضرت علی بن موسی الرضا(علیه‌السلام) نیز در توصیف و تعریف امام می‌فرمایند: امام ستاره‌ای است راهنما در شدت تاریكی‌ها و رهگذر شهرها و كویرها و گرداب دریاها.[88]
شاید مراد حضرت رضا(علیه‌السلام) این باشد كه: چنانكه از قدیم‌الایام مردم در بیابان‌ها و راه‌های طولانی به وسیله ستارگان آسمان راه را از بیراهه پیدا می‌كردند در بیابان تاریك دنیا نیز امامان معصوم(علیهم‌السلام) چراغ پر فروغ هدایت بشر می‌باشند و مردم به وسیله این ذوات مقدس راه خدا را پیدا می‌كنند و به سر منزل مقصود نائل می‌شوند
م
لینک ثابت داغ کن - کلوب دات کام
fdچهل حدیث نورانی از امام هادی(علیه السلام)






1- اِذَا کَانَ زَمانُ العَدلِ فیهِ أَغلَبَ مِنَ الجَورِ فَحَرامٌ أَن یَظُنَّ بِاَحَدٍ سُوءً حَتّی یَعلَمَ ذالِکَ مِنهُ و اِذَا کَانَ زَمانُ الجَورِ أَغلَبَ فیهِ مِنَ العَدلِ فَلَیسَ لِأَحَدٍ أَن یَظُنَّ بِاَحَدٍ خَیراً ما لَم یَعلَم ذالِکَ منهُ


هرگاه در جامعه، رعایت عدالت بیشتر از جور و ستم باشد؛ بد گمانی به مردم حرام است، مگر آن که از راه یقین محرز باشد؛ و امّا اگر در برهه ای از زمان، ظلم و جور بر عدالت غلبه پیدا کند، خوش گمانی به همگان شایسته نیست جز آنجا که آدمی به نیک بودن شخصی علم و یقین دارد.
(مستدرک الوسائل، ج9 ص 146)


2- أَلدُّنیا سُوقٌ رَبحَ فیها قَومٌ وَ خَسِرَ اَخَرُونَ

دنیا بازاری است که پاره ای از مردم در آن سود برند و پاره ای دیگر زیان کنند.

(مستدرک الوسائل، ج9 ، ص 512)


3- ألحِکمَةُ لاتَنجَعُ فِی الطِّباعِ الفاسِدَةِ

حکمت و دانش در دلهای فاسد اثر ندارد.

(بحارالانوار، ج78، ص 370)


4- اٍنَّ اللهَ جَعَلَ اَلدُّنیا دارَ بَلوی وَالآخِرَةَ دارَ عُقبی وَ جَعَلَ بَلوَی الدُّنیا لِثَوابِ الآخِرَةِ سَبَباً، وَ ثَوابَ الآخِرَةِ مِن بَلوَی الدُّنیا عِوَضاً

خداوند دنیا را منزل حوادث ناگوار و آفات, و آخرت را خانه ابدی قرار داده است و بلای دنیا را وسیله به دست آوردن ثواب آخرت قرار داده است و پاداش اُخروی نتیجه بلاها و حوادث ناگوار دنیاست.

(اعلام الدین، ص 512)


5- اُذکُر حَسَراتِ التَّفریطِ بِأَخذِ تَقدیمِ الحَزمِ

بجای حسرت و اندوه برای عدم موفقیتهای گذشته، با گرفتن تصمیم و اراده قوی جبران کن.

(میزان الحکمة، ج7، ص454)


6- من رضی عن نفسه کثر الساخطون

هر که از خود راضی باشد ، خشم گیران بر او زیاد خواهند بود. .

منتهی الامال ج 2 ص 480


7- مَن کانَت لَهُ اِلَی اللهِ حاجَةٌ فَلیَزُر قَبرَ جَدِّیَ الرِّضا بِطوُسٍ وَ هُوَ عَلی غُسلٍ وَلیُصَلِّ عِندَ رَأسِهِ رَکعَتَینِ وَلیَسئَلِ اللهَ حاجَتَهُ فی قُنوُتِهِ فَاِنَّهُ یَستَجیبُ لَهُ ما لَم یَسئَل مَأثَماً أو قَطیعَةَ رَحِمٍ

کسی که از خدا حاجتی را می خواهد؛ قبر جدم حضرت رضا را در طوس با غسل، زیارت کند و دو رکعت نماز بالای سرش بخواند و در قنوت نماز، حاجت خویش را طلب نماید در این صورت حوائج وی مستجاب می شود، مگر آن که انجام گناه و یا قطع رحم را طلب کند.

(وسائل الشیعه، ج14، ص 569)


8- اَلحَسَدُ ما حِقُ الحَسَناتِ وَ الزَّهوُ جالِبُ المَقتِ

حسد، کارهای خوب را از بین می برد و دروغ، دشمنی می آورد.

(بحارالانوار، ج69، ص 200)


9- ألنّاسُ فِی الدُّنیا بِالأَموالِ وَ فی الآخِرَةِ بِالأَعمالِ

مردم در دنیا با اموالشان و در آخرت با اعمالشان هستند

(بحارالانوار، ج78، ص 368)


10- اُذکُر حَسَراتِ التَّفریطِ بِأَخذِ تَقدیمِ الحَزمِ

بجای حسرت و اندوه برای عدم موفقیتهای گذشته، با گرفتن تصمیم و اراده قوی جبران کن.

(میزان الحکمة، ج7، ص454)


11- مَن هانَت عَلَیهِ نَفسُهُ فَلا تَأمَن شَرَّه

کسی که ارزش و شخصیت خود را پست شمارد، از شرّ او آسوده مباش

(میزان الحکمة، ج3، ص 441)


12- أَلهَزلُ فُکاهَةُ السُّفَهاءِ وَ صَناعَةُ الجُهّالِ

مسخره کردن (و بذله گویی) دیگران، تفریح سفیهان و کار جاهلان است.

(بحارالانوار، ج75، ص 369)


13- مَن تَواضَعَ فِِی الدُّنیا لِاخوانِهِ فَهُوَ عِندَ اللهِ مِنَ الصِّدّیقینَ وَ مِن شیعَةِ عَلِیِّ بنِ أَبِی طالبٍ حَقّاً

کسی که در معاشرت با برادران دینی خود، تواضع کند، به راستی چنین کسی نزد خدا از صدّیقین و از شیعیان علی بن ابی طالب خواهد بود.

(احتجاج، ج1، ص 460)


16- لَو سَلَکَ النّاسُ وادِیاً شُعباً لَسَلَکتُ وادِیَ رَجُلٍ عَبَدَاللهَ وَحَدَهُ خالِصاً

اگر مردم در راههای مختلف حرکت کنند. هر آینه من در مسیر و وادی مردی حرکت خواهم کرد که خدا را به تنهایی خالصانه عبادت می کند.

(میزان الحکمة، ج3، ص 60)


17- ألعُجبُ صارِفٌ عَن طَلَبِ العِلمِ، داعٍ اِلَی الغَمطِ وَ الجَهلِ

خودپسندی مانع تحصیل علم است و انسان را بسوی نادانی و خواری می کشاند.

(بحارالنوار، ج69، ص 200، میزان الحکمة، ج6، ص 46)


18- مَن رَضِیَ عَن نَفسِهِ کَثُرَ السّاخِطُونَ عَلَیهِ

کسی که پر مدّعی و از خود راضی باشد (یعنی تنها کار خود را می پسندد) ؛ مردم نسبت به چنین شخصی خشمگین و بدبین خواهند شد.

(بحارالانوار، ج17، ص 215)


19- ألحِکمَةُ لاتَنجَعُ فِی الطِّباعِ الفاسِدَةِ

حکمت و دانش در دلهای فاسد اثر ندارد.

(بحارالانوار، ج78، ص 370)


20- أقبِل عَلی شَأنِکَ فَاِنَّ کَثرَةَ المُلقِ یَهجِمُ عَلَی الظَّنِّ وَ اِذا حَلَلتَ مِن أخیکَ فی مَحَلِّ الثِّقَةِ فَاعدِل عَنِ المُلقِ اِلی حُسنِ النِّیَّة

شخصیت خود را محترم شمار و تملق مکن چون تملق موجب سوءظن می گردد، زمانی که برادرت را مورد وثوق یافتی از تملق احتراز کن و نسبت به او حُسن نیّت داشته باش.

(محجّة البیضاء، ج5 ، ص 283)


22- عَلَیکُم بِالوَرَعِ فَاِنَّهُ الدّینُ الَّذی نَلازِمُهُ وَ نُدینُ اللهَ تَعالیَ بِهِ وَ نُریدُهُ مِمَّن یُوالینا لاتَتعَبُونا بِالشَّفاعَةِ

با ورع و باتقوا باشید که این ورع و تقوا همان دینی است که همواره ما ملازم آن هستیم و پایبند به آن می باشیم و از پیروان خود نیز می خواهیم که چنین باشند از ما (با عدم رعایت تفوا) شفاعت نخواهید و ما را به زحمت نیندازید.

(وسائل الشیعه، ج15، ص 248)


23- لَو قُلتُ اِنَّ تارِکَ التَّقِیَّةِ کَتارِکِ الصَّلاةِ لَکُنتُ صادِقاً

اگر بگوییم تارک تقیه همچون تارک نماز است، هرآینه سخن راستی گفته ام.

(وسائل الشیعه، ج16، ص 212)


24- سُئِلَ عَنِ الحِلمِ فَقالَ: هُوَ أن تَملِکَ نَفسَکَ وَ تَکظُمَ غَیظَکَ و لایَکُونُ ذالِکَ اِلّا مَعَ القُدرَةِ

از امام هادی (علیه السلام) معنای حلم را پرسیدند، فرمودند: مالک نفس خود باشی و خشم خود را با وجود قدرت و توانایی بر انتقام، فرو خوری.

(مستدرک الوسائل، ج11، ص 292)


25- مَا استَرَحَ ذُو الحِرصِ؛

انسان حریص، آسایش ندارد

(مستدرک الوسائل، ج12، ص 62)


26- اَلغَضَبُ عَلی مَن لاتَملِکُ عَجزٌ وَ عَلی مَن تَملِکُ لُؤمٌ

خشم و غضب بر مردم نشانه ناتوانی است و بر زیر دستان علامت فرو مایگی و پستی است.

(مستدرک الوسائل، ج12، ص 12)


27- لَو عَرَفُوا ما یُؤَدّی اِلَیهِ المَوتُ مِنَ النَّعیمِ لَأَستَدعُوهُ وَ أحَبُّوهُ أشّدُّ ما یَستَدعی العاقِلُ الحازِمُ اَلدَّواءَ لِدَفعِ الآفاتِ؛

اگر مردم می دانستند مرگ چه نعمتی در پی دارد هر آینه آن را طلب کرده و بیش از انسان عاقلی که دوا را برای مداوای دردش دوست دارد، دوست می داشتند.

(معانی الاخیار، ص 290)


28- راکِبُ الحَرُونِ أسیرُ نَفسِهِ، وَ الجاهِلُ أسیرُ لِسانِهِ

کسی که بر اسب سرکش هوای نفس سوار است او در حقیقت اسیر نفس امّاره خویش است و انسان نادان نیز در اسارت زبان خویش است.

(بحارالانوار، ج 75، ص369)


29- اِنّ للهِ بِقاعاً یُحِبُّ أن یُدعی فیها فَیَستَجیبَ لِمَن دَعاهُ وَ الحَیرُ مِنها

به راستی مکانهایی برای خداوند متعال وجود دارد که دوست دارد در آنها به درگاهش دعا کنند تا به مرحله اجابت برسد و حائر حسین یکی از آن مکانهاست.

(تحف العقول ، ص 482)


30- رُبِّ اِبنَةٍ خَیرٌ مِن اِبنٍ

امام هادی (علیه السلام) در جواب یحیی بن زکریا که از آن حضرت خواسته بود تا از خدا بخواهد فرزندی را که در رحم همسرش است، پسر باشد فرمودند: چه بسا دختری که از پسر بهتر باشد.

(بحارالانوار، ج5، ص 177)


32- ألقُوا النِّعَمَ بِحُسنِ مَجاوَرَتِها وَ التَمِسُوا الزِّیادَةَ فیها بِالشُّکرِ

نعمتها را به خوبی در اختیار دیگران قرار دهید و با شکرگزاری از آنها، نعمتها را افزایش دهید.
(مستدرک الوسائل، ج12، ص 369)


33- اِنَّ مَوضِعَ قَبرِهِ (أی الرضا) لَبُقعَةٌ مِن بُقاعِ الجَنَّةِ لایَزُورُها مُؤمِنٌ اِلّا أعتَقَهُ اللهُ تَعالی مِنَ النّارِ وَ أدَلَّهُ دارَ القَرارِ

به راستی مزار جدم، بقعه ای از بقاع بهشت است که هیچ مؤمنی آنجا را زیارت نمی کند مگر آن که خداوند او را از آتش جهنم نجات می دهد.

(وسائل الشیعه، ج14، ص 569)


34- وَاعلَمُوا اَنَّ النَّفسَ أقبَلُ شَیءٍ لِما أُعطِیَت وَ أمنَعُ شَیءٍ لِما مُنِعَت

بدانید که نفس آدمی آنچه را که مطابق میل اوست به آسانی می پذیرد و اما چیزهایی که مورد میل و قبول او نیست بسیار سخت می پذیرد.

(بحارالانوار، ج75، ص 371)



35- اُذکُر مَصرَعَکَ بَینَ یَدَی أهلِکَ، وَ لا طَبیبٌ یَمنَعُکَ وَ لا حَبیبٌ یَنفَعُکَ

هنگام جان دادن در برابر خانواده، خود را به یادآور که نه طبیبی می تواند مرگ را از تو دور بگرداند و نه دوستی می تواند تو را یاری نماید.

(بحارالانوار، ج75، ص 370؛ میزان الحکمة، ج10، ص 579)



36- ألمِراءُ یُفسِدُ الصَّداقَةَ القَدیمَةَ وَ یُحَلِّلُ العُقدَةَ الوَثیقَةَ وَ أقَلُّ مافیهِ أن تَکُونَ فیهِ المُغالَبَةُ أُسُّ أسبابِ القَطیعَةِ

جدال و نزاع، دوستان قدیمی را از یکدیگر جدا نموده و اعتماد و اطمینان را از بین می برد تنها چیزی که در آن است غلبه بر دیگری است و آن هم سبب جدایی است.

(بحارالانوار، ج 75 ، ص 370؛ میزان الحکمة ج5، ص 308)


37- مَن أطاعَ الخالِقَ فَلَم یُبالِ بِسَخَطِ المَخلُوقینَ وَ مَن أسخَطَ الخالِقَ فَلیَیقَنَ أن یَحِلَّ بِهِ سَخَطُ المَخلُوقینَ

هر کس از خدا اطاعت کند از خشم مخلوق و مردم نمی ترسد و آنکه خدا را به خشم آورد پروردگار، وی را دچار خشم مخلوق خود می نماید.

(سفینة البحار، ج2، ص 343)

38- مَنِ اتَّقَی اللهَ یُتَّقی وَ مَن أطاعَ اللهَ یُطاعُ

کسی که از خدا بترسد از او می ترسند و کسی که از خدا اطاعت کند از او اطاعت خواهند کرد.

(بحارالانوار، ج68، ص 182)


39- أَلشّاکِرُ أسعَدُ بِالشُّکرِ مِنهُ بِالنِّعمَةِ الَّتی أوجَبَتِ الشُکرَ لَأَنَّ النِّعَمَ مَتاعٌ و الشُکرُ نِعَمٌ وَ عُقبی
شکرگزاری از نعمت، از خود نعمت بهتر است چون نعمت متاع دنیای فانی است و لکن شکر، نعمت جاودانه آخرت است.

(بحارالانوار، ج75، ص 365؛ تحف العقول، ص 483)


40- ألعِتابُ مِفتاحُ الثِّقالِ وَ العِتابُ خَیرٌ مِنَ الحِقدِ

خشم و خشونت ، کلید گرانباری است و لکن خشم از کینه توزی بهتر است.

(بحارالانوار، ج75، ص 370)


منبع: www.imamhadi.com/ به نقل از راسخون
لینک ثابت داغ کن - کلوب دات کام
g
روایات مختلفى به بیان آثار، فوائد و ویژگى هایى كه بر دعاكردن براى تعجیل فرج مترتب است، پرداخته است كه به پاره اى از آن ها اشاره می كنیم: 

01 فرمایش حضرت ولى عصر(ع): بسیار دعاكنید براى تعجیل فرج كه فرج شما درآَن است .

02 این دعا سبب زیاد شدن نعمت ها است.

03 اظهار محبت قلبى است .

4 0 نشانه انتظار است.

05 زنده كردن امر ائمه اطهار(ع) است.

6. مایه ناراحتى شیطان لعین است.

7. نجات یافتن از فتنه هاى آَخر الزمان است .

08 اداء قسمتى از حقوق آن حضرت است كه اداء حق هر صاحب حقى، واجب ترین امور است.

9. تعظیم خداوند و دین خداوند است.

10. حضرت صاحب الزمان (ع) درحق او دعا می كند.

11. شفاعت آَن حضرت در قیامت شامل حال او مى شود.

12. شفاعت پیغمبر(ص) ان شاء الله شامل حالش مى شود.

013 این دعا امتثال امر الهى و طلب فضل و عنایت او است.

14 0 مایه استجابت دعا مى شود.

015 اداء اجر رسالت است

016 مایه دفع بلا است.

017 سبب وسعت روزى است ان شاء الله

18. باعث آَمرزش گناهان می شود.

19 0 سبب تشرف به دیدار آن حضرت در بیدارى یا خواب مى شود ان شاء الله.

20. سبب رجعت به دنیا در زمان ظهور آَن حضرت مى شود ان شاء الله

21. از برادران پیغمبر(ص) خواهد بود

022 فرج مولاى ما حضرت صاحب الزمان (ع) زودتر واقع مى شود.

23.پیروى ازپیغمبروامامان (ع) خواهد بود.

24. وفاى به عهد و پیمان خداوندى است .

025 آَثار نیكى به والدین براى دعاكننده حاصل می گردد.

36. فضیلت رعایت و اداء امانت برایش حاصل مى شود

37. زیاد شدن اشراف نور امام (ع) در دل او است

28. سبب طولانى شدن عمراست ان شاء الله.

29. تعاون و همكارى دركارهاى نیك و تقوى است.

30. رسیدن به نصرت و یارى خداوند و پیروزى بر دشمنان به كمك خداوند است

31. سبب هدایت به نور قرآَن مجید است.

032 نزد اصحاب اعراف معروف می گردد.

33. به ثواب طلب علم نائل مى شود ان شاء الله.

34. از عقوبت هاى اخروى ان شاء الله در امان مى ماند

35. هنگام مرگ به او مژده مى رسد و با او به نرمى رفتار مى شود

036 این دعا اجابت دعوت خدا و رسول (ص)است.

37. با امیرالمؤمنین (ع) و در درجه آن حضرت خواهد بود.

038 محبوب ترین افراد نزد خداوند خواهد بود

39. عزیزترین وگرامى ترین افراد نزد پیغمبر(ص) مى شود

40. ان شاء الله ازاهل بهشت خواهد شد

41. دعاى پیغمبر(ص) شامل حالش می گردد.

042 كردارهاى بد او به كردارهاى نیك مبدل مى شود.

43.خداوند متعال در عبادت، او را تأیید مى فرماید.

44. ان شاء الله با این دعا عقوبت از اهل زمین دور مى شود.

45.ثواب کمك به مظلوم را دارد.

46.ثواب احترام به بزرگتر و تواضع نسبت به او را دارد.

47. پاداش خونخواهى حضرت ابى عبدالله الحسین (ع) را دارد.

48. شایستگى دریافت احادیث ائمه اطهار(ع) را مى یابد.

69. نور او براى دیگران نیز روز قیامت درخشان می گردد

50. هفتاد هزار نفر ازگنهكاران را شفاعت می كند.

51. دعاى امیرالمؤمنین (ع)در روز قیامت ,شاملش می گردد.

52. بى حساب داخل بهشت مى شود.

053 از تشنگى روز قیامت در امان مى ماند.

54. در بهشت جاودان است.

55. مایه خراش روى ابلیس و مجروح شدن دل او است.

56. روز قیامت هدیه هاى ویژه اى دریافت مى دارد.

57. خداوند عزوجل از خدمتگزاران بهشت نصیبش مى فرماید.

58. در سایه گسترده خداوند قرارگرفته و رحمت بر او نازل مى شود مادامى كه مشغول آن دعا باشد.

59. پاداش نصیحت مؤمن را دارد.

60. مجلسى كه در آن براى حضرت قائم عجل الله فرجه دعا شود، محل حضور فرشتگان می گردد.

61 دعا كننده مورد مباهات خداوند مى شود.

62. فرشتگان برای او طلب آمرزش می کنند.

063 از نیكان مردم پس از ائمه اطهار(ع) مى شود.

065 این دعا اطاعت از اولى الامر است كه خداوند اطاعت شان را واجب ساخته است.

65. مایه خرسندی خداوند عزوجل مى شود.

66. مایه خشنودى پیغمبر(ص) می گردد.

067 این دعا خوشایندترین اعمال نزد خداوند است.

068 ازكسانى خواهد بودكه خداوند در بهشت به او حكومت مى دهد، ان شاء الله.

69. حساب او آسان مى شود.

070 این دعا در عالم برزخ و قیامت مونس مهربانى خواهد بود.

71. این عمل بهترین اعمال است.

72. باعث دورى قصه ها مى شود.

73. دعاى هنكام غیبت بهتر از دعاى هنگام ظهور امام (ع) است.

74. فرشتگان درباره اش دعا می كنند.

75. دعاى حضرت سیدالساجدین (ع) که نكات و فواثد متعددى دارد شامل حالش مى شود.

076 این دعا تمسک به ثقلین كتاب و عترت است.

77. چنگ زدن به ریسمان الهى است.

78. سبب كامل شدن ایمان است.

79.همانند ثواب همه بندگان به او مى رسد.

80.تعظیم شعائر خداوند است.

81.این دعا ثواب كسى كه با پیغمبر(ص) شهید شده را دارد.

82.ثواب كسى كه زیر پرچم حضرت قائم (ع) شهید شده را دارد.

83.ثواب احسان به مولاى ما حضرت صاحب الزمان عجل الله فرجه را دارد.

84.در این دعا، ثواب گرامى داشتن عالم هست.

85.پاداش گرامى داشتن شخص كریم را دارد.

86.در میان گروه ائمه اطهار(ع) محشور مى شود.

87.درجات او در بهشت بالا مى رود.

88.از بدى حساب در روز قیامت در امان مى ماند.

89.به بالاترین درجات شهداى روز قیامت نائل مى شود.

90.و رستگارى به سبب شفاعت فاطمه زهرا(ع) را در پى دارد. (1)



پی نوشت :

ا. مكیال المكارم ج1ص 351 ترجمه سید مهدى حائرى قزوینى.
لینک ثابت داغ کن - کلوب دات کام
امام جواد (ع) و روایاتی درباره حضرت مهدى (عج) 




همه معصومین به نوعى از آمدن مهدى موعود عجل الله تعالى فرجه سخن گفته اند، از جمله حضرت جواد علیه السلام.

یکى از شخصیت هاى ولائى و پیروى بى چون و چرا از ولى الله زمان خویش بود و نام نیک خود را در جریده عشاق ولائى نگاشت حضرت عبدالعظیم حسنى است. او که توفیق معاصر بودن با سه امام علیهم السلام را داشت و نزد هر سه امام به منزلت رفیعى دست یافت .

و اینک ما تعدادی از احادیث یازدهمین معصوم حضرت جواد علیه السلام را از زبان ایشان تقدیم مى نمائیم .

1- حضرت عبدالعظیم حسنى نقل مى کند به خدمت مولایم امام محمد بن على موسى علیه السلام شرفیاب شدم ، میخواستم راجع به امام قائم از ایشان سوال نمایم ، آیا او مهدى عجل الله تعالى فرجه است یا غیر او؟

امام جواد علیه السلام پیش از سؤال من فرمود:

اى اباالقاسم همانا قائم از ما (اهل بیت ) مهدى است که در زمان غیبت واجب است انتظار او را بکشند و در زمان ظهورش از او اطاعت کنند. او فرزند سوم من است ، به خدایى که محمد صلى الله علیه و آله و سلم را به نبوت مبعوث کرد و ما را به امامت مخصوص گردانده :

همانا اگر از دنیا نماند مگر یک روز هر آینه خداوند آن روز را طولانى مى کند تا آن که ایشان خروج نمایند، و زمین را از عدل و داد پر کند همانطور که از ظلم و جور پر شده بود و خداى تبارک و تعالى کار او را در یک شب سامان دهد، همانطور که کار کلیمش موسى را در یک شب اصلاح فرمود او رفت تا براى خانواده خویش آتشى بیاورد برگشت در حالیکه به مقام رسالت و نبوت نایل شده بود.

بعد امام جواد علیه السلام فرمود: برترین اعمال شیعیان ما انتظار فرج است.

2- روزى حضرت عبدالعظیم حسنى چنان مجذوب و تحت تاثیر عظمت حضرت جواد علیه السلام قرار گرفته بود که آرزو و عشق قلبى خود را چنین ابراز مى کند:

روزى به امام محمد بن على بن موسى علیه السلام عرض کردم که : همانا من امیدوارم حضرتعالى همان قائم از اهل بیت محمد صلى الله علیه و آله و سلم باشى که زمین را از عدل و داد پر مى کند همانطور که از ظلم و جور پر شده .

حضرت فرمود: اى اباالقاسم احدى از ما اهل بیت نیست مگر آنکه به امر خدا قیام کند و به دین خدا هدایت مى کند، ولى من آن قائمى که خداوند به واسطه او زمین را پاک مى کند از اهل کفر و انکار، و بواسطه او زمین را از عدل و داد پر مى کند نیستم .

او شخصیتى است که تولدش بر مردم مخفى مى شود و شخص ایشان از مردم غایب مى شوند و نام بردن از ایشان بر مردم حرام است و او همنام و هم کنیه رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم است . او شخصیتى است که زمین بر او طى مى شود و هر کار سختى بر او آسان می شود اصحاب او سیصد و سیزده نفر به عدد سپاهیان اسلام در جنگ بدر است که براى کمک به ایشان از دورترین نقاط زمین جمع مى شوند و این فرمایش خداى عزوجل است :

هرکجا باشید خداوند همگى شما را بیاورد همانا خداوند بر هر چیزى تواناست .(بقره148)

پس زمانى که این جمعیت با اذن الهى براى کمک به ایشان اجتماع کردند، همواره با دشمنان خدا جنگ مى کند تا زمانى که خداى تبارک و تعالى راضى شود.

جناب عبدالعظیم حسنى مى گوید: به ایشان عرض کردم : مولاى من چگونه مى داند که خدا راضى شده است؟

فرمودند: خداوند در قلبش رحم مى اندازد.1

در همین رابطه حدیثى دیگر از یازدهمین معصوم و نهمین امام شیعیان نقل شده است که ترجمه آن به شرح ذیل مى باشد.

صقربن ابى دلف نقل مى کند که از اباجعفر محمد بن على الرضا علیهماالسلام شنیدم که مى فرمود: امام بعد از من پسرم على است ، امرش ‍ امر من و سخن او سخن من و اطاعت از او، اطاعت از من است ، و امام بعد از او پسرش حسن است که امر او امر پدرش و سخن او سخن پدرش و اطاعت از او پیروى از پدرش مى باشد. سپس سکوت کرد.

پس عرض کردم : اى فرزند رسول خدا امام بعد از حسن کیست ؟

پس امام جواد علیه السلام گریه اى شدید کرد و سپس فرمود:

همانا امام بعد از حسن پدرش که قائم به حق منتظر است .

پرسیدم اى فرزند رسول خدا: براى چه قائم خوانده مى شود؟ فرمود:

براى آنکه او بعد از فراموش شدن نامش و مرتد شدن اکثر قائلان به امامتش ‍ قیام مى کند.

پرسیدم و براى چه منتظر نامیده مى شود؟

فرمود: همانا براى او غیبتى است که روزهاى آن زیاد و مدت آن طولانى مى شود، پس مسلمانان مخلص انتظارش را مى کشند و افراد شکاک انکارش ‍ مى کنند و منکران ، اعتقاد به او را مسخره مى کنند و کسانیکه وقت معلوم مى دارند دروغ مى گویند و عجله کنندگان در عصر غیبت هلاک مى شوند و تسلیم شدگان در برابر قضاى الهى در عصر غیبت نجات مى یابند. 2





پی نوشت ها:

1. بحارالانوار، ج 51، ص 157.

2. بحارالانوار ج 51، ص 158 157.
لینک ثابت داغ کن - کلوب دات کام
چه كنیم شیطان ما را فریب ندهد و به فساد نكشاند؟

برای رهایی از وسوسه های شیطان باید ابتدا دام های شیطان را شناخت و از آن فاصله گرفت كه مهم ترین آن افكار شیطانی است. امام علی(ع) می فرماید: "كسی كه دراطراف گناه بسیار بیندیشد سرانجام به آن گناه كشیده خواهد شد".غررالحكم، ج5، ص 321.

اگر كسی بتواند اندیشة خود را از نفوذ افكار شیطانی دور نگه دارد به یقین از انعقاد نطفه گناه جلوگیری كرده است.
دام خطرناك دیگر شیطان، نگاه شهوت آمیز است.
امام صادق(ع) می فرماید: "نگاه به نامحرم تیر زهر آلود شیطان است. چه بسیارند نگاه هایی كه بعد ها حسرت و تأسف طولانی به دنبال دارد".وسائل الشیعه، ج 14، ص 138
اما مؤثرترین راه نفوذ شیطان هواپرستی است، زیرا شیطان تا پایگاهی درون انسان نداشته باشد، بر وسوسه گری قدرت ندارد. پایگاه شیطان جز هوا پرستی نیست.
آن چه ذكر شد حكم پیشگیری دارد اما در دفع وسوسه های و مبارزه با آن نیز قرآن مجید "استعاذه" یعنی پناه بردن به خدا را مطرح كرده است: " اگر وسوسه ای از شیطان تو را برانگیزد، به خدا پناهنده شو كه او شنوای دانا است"اعراف (7) آیه 200.

استعاذه امری معنوی است و تنها به گفتن "اعوذ بالله" استعاذه حقیقی صورت نمی گیرد. چه بسا گفتن آن نیز بازیچة شیطانی است. استعاذه واقعی توجه به خدا است. پارسایان از این نیروی باطنی برای مقابله با وساوس شیطانی استفاده می كنند. قرآن مجید می فرماید: "پرهیزكاران هنگامی كه وسوسه های شیطانی آن ها را احاطه می كند، به یاد خدا می افتند و راه حق را انتخاب می كنند".همان، آیه 201.
وسوسه های شیطانی همانند میكرب های بیماری زا هستند كه دنبال بنیه های ضعیف می گردند تا در آن جا نفوذ كنند اما كسی كه به یاد خدا باشد این میكرب ها را از خود دور می سازد.
راه دیگر مبارزه با وساوس شیطانی انجام عبادات مانند نماز و روزه است. قرآن مجید می فرماید: "با نماز و روزه از خدا طلب یاری كنید". بقره(2) آیه 45.


بیاد داشته باشیم خداوند ناظر اعمال ماست !
لینک ثابت داغ کن - کلوب دات کام

در قیامت چه خبر است؟



قیامت

قیامت از دیدگاه قرآن



آن زمان که پیامبر اسلام (صلی الله علیه وسلم) در صحرای خشک و  بی آب وعلف حجاز، مردم را به یکتاپرستی دعوت کرد وسه اصول اصلی اسلام را به یارانش تعلیم می داد هنگامی که از معاد وایمان به تحقق آن بحث می کرد همیشه این سوال مطرح بوده است که قیامت کی می آید؟


 و رسول خدا  (صلی الله علیه وسلم)  جوابی که  به این سوال می داد شاید انتظار آن هرگزنمی رفت.


آن  هنگام  مردی به خدمتش رسید و پرسید «مَتَی السّاعَة»؛ یعنی قیامت کی می آید؟ و پیامبر در کمال آرامش  تنها با مطرح کردن سوالی به جواب سوال پرداخت و فرمود:


«فَمَا أًًًَعدَدتَ لَها»برای آن روز چه چیزی را آماده کرده‌اید و در واقع این سخن یعنی چه چیزی را پیش از خود برای آن روز فرستاده‌اید؟


آیا آمادگی روبرو شدن با آن وضعیت را دارید؟ آن مرد گفت:

«أَعدَدتَ لَها حبَّ اللهِ وَ رَسُولِهِ»؛

یعنی توشه‌ای که آماده کرده‌ام محبت خدا و محبت رسول خدا(ص) است. 


آن بزرگوار فرمودند: «اَنتَ مَعَ مَن اَحبَبتَ»؛

شما در روز قیامت به همراه محبوب خودت و آنکه دوستش داری  خواهی بود. اما نزدیکی  قیامت حرفی است که  از سال‌ها  پیش و شاید به درازای تاریخ اسلام بر زبانها جاری می‌شود پس باید گفت بعد از 1400سال الان قیامت نزدیکتر است جواب چنین سوالی در نهایت آیات قرآن کریم است که خداوند می‌فرماید:


«وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا لَاعِبِینَ »(دخان/38)

نیک بدانید که ما آسمان ها و زمین را عبث و بیهوده نیافریده‌ایم.

«مَا خَلَقْنَاهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا یَعْلَمُونَ »(دخان/39)

ما برای مقصود و هدفی آسمان و زمین را آفریده‌ایم و این هدف  باید  برآورده شود اما بیشتر آنان نمی‌دانند. (مومنون/ 115)

 آیا فکر می‌کنید ما شما را بیهوده و عبث آفریده‌ایم و شما به سوی ما بازگشت داده نمی‌شوید.(جاثیه/26)

بگو: خدا شما را زنده می‌گرداند. سپس شما را می‌میراند. سپس همه‌ی شما را گرد هم می‌آورد در روز قیامت که هیچ شک و شهبه‌ای در آن نیست. اما بیشتر مردم نمی‌دانند. خداوند در سوره روم آیه55 می‌فرماید وقتی قیامت می‌آید، گناهکاران و مجرمان سوگند می‌خورند که به مدتی کم، در دنیا ساکن نبوده‌اند، یعنی عمر طولانی دنیا حتی اگر عمر نوح هم بوده باشد زود سپری گشته و تمام شده است. 


در دنیا هم اینگونه به  سوی  دروغ برگردانده می‌شوند. کسانی که اهل ایمان بودند به آنها می‌گویند: شما تا آن زمان که خدای متعال مقدر کرده بود، در دنیا باقی ماندید. و حالا روز زنده شدن است. ولی شما خودتان نمی‌دانید.

 

و اما اولین مرحله از قیامت چگونه شروع می‌شود؟  


نفخ صور شروع مرحله‌ی اول قیامت است برای قیامت سه نفخه و بطور کلی پنج نفخه وجود دارد. در قانون از سه نفخه آن سخن رانده شده است. نفخه‌ی اول همان شیپور خوابیدن است که با نواختنش همه می‌میرند و زمین از همه‌ی موجودات عاری می‌شود برای اهل ایمان ترس و هراسی نیست مومنان پیش از هول و هراس براحتی جان می‌دهند همان طوری که قرآن می‌فرماید:

«وَنُفِخَ فِی الصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَمَن فِی الْأَرْضِ »(زمر، 68) 

هنگامی که در شیپور دمیده می‌شود، هر آن چه در آسمانها و زمین است، بیهوش می‌شوند و می‌میرند

 «اِلاَّ ماشاءَ اللهُ» 

مگر آن کس که خدا خواسته باشد که باقی بماند. 

«ثُمَّ نُفِخَ فِیهِ أُخری» 

این نفخه دوم است. نفخه‌ی «بیدار باش» است و با شیپور دوم همه بیدار می‌شوند.

«فَإِذَا هُم قِیَامٌ یَنظُرُونَ » (زمر، 68) 

همه آماده می‌شوندو به انتظار محاسبه می‌ایستند، 


همانطور که در سوره‌ی یس آیه 51 آمده است:


«نُفِخَ فِی الصَّوِر فَاِذاهُم مِنَ الاَجداثِ اِلَی رَبِهِّم یَنسِلُونَ»


نفخه‌ی دوم که زده می‌شود. مردم همگی ناگهان از قبرهایشان بیرون آمده و زنده می‌شوند.

«یَومَ یَدعُ الدَّاعِ إلَی شَیءٍ نُّکرُ*خُشَّعاً أبصَارُهُم یَخرُجُونَ مِنَ اُلاَجدَاثِ کَأَنَّهُم جَرَادُ مُّنتَشِرُ*مُّطِعِینَ إِلَی اُلدَّاعِ یَقُولُ الکَافِرُونَ هذَا یَومُ عَسِیرُ»(قمر، 8-6)


روزی که داعی [حق] آنها را به سوی امری دهشتناک دعوت می‌کند، برای چیزی که آن را نشناخته‌اند و انتظار چنین واقعه‌ای را نداشته‌اند، ذلت از سیما و وجودشان می‌بارد. از قبرهایشان بیرون می‌آیند و مثل ملخ‌های پراکنده با عجله به این طرف و آن طرف می‌روند و به  دنبال صدا می‌گردند و آن روز کافران می‌گویند روز بسیار سختی است. 


و این که آیا زنده شدن روحی است یا جسمی؟ 


واقعیت این است که از روی متون متعدد قرآن و سنت روشن می‌شود که هم جسمی است و هم روحی.


چنانچه خداوند متعال در آیات متعددی به واقع  این امر اشاره کرده است.

«أَیَحسَبُ اُلإِنسَانُ أَن لن نَجمَعَ عِظَامَهُ»(قیامت/3)؛ 

آیا انسان گمان می‌کند که ما استخوانهایش را جمع نمی‌کنیم.



مرز بین مردم در قیامت

« بَلی قادِرِینَ عَلَی أَن نُسَوّیَ بَنَانَهُ » ما قدرت آن را داریم که حتی  سر انگشتان را همچون  دنیا  که هیچ  دو نفری پیدا نمی شوند که سر انگشتانشان مثل  هم  باشند  معنایش  این است که زنده شدن هم جسمی است وهم روحی.


پیامبر خدا فرمود: «یَعرِقُ النُاسُ یَومَ القیامَـةِ » مردم در روز قیامت  به  اندازه ای عرق می کنند«حَتَّّی یذهَبُ عرُقُهم فی الأَرضِ سَبعِینَ ذِرَاعاً » که عرقشان به اندازه ی هفتاد ذرع در زمین فرو می رود «وَیجمُعهُم حَتی یَبلُغَ آذَانَهُم» و عرق آنها را طوری در بر می گیرد تا به گوشهایشان می رسد .


پیامبر خدا می فرماید: لخت و پا برهنه مانند روزی که متولد شده‌اید، محشور می‌شوید.


می فرماید: مردان و زنان لخت همدیگر را تما شا می کنند؟ 


فرمودند: وضعیت آنقدر شدید و ناخوشایند است که  فرصت پیدا نمی کنند که یکدیگر را نگاه کنند یعنی هول و هراس خیلی زیاد است. آیا لباسی در آن روز وجود دارد؟ بله اما نه برای همه  کس بلکه تنها برای کسانی که در دنیا به دین خدا خدمت کرده‌اند. خداوند متعال آنها را در روز قیامت رسوا نمی‌کند وقتی انسانها در روز قیامت صف می‌کشند به دستور خدا فرشتگان به استقبال مؤمنان می‌روند. 


خداوند در سوره قیامت یادآور شده است که در آخرت انسانها به دو گروه تقسیم می شوند گروهی  نیکبخت  و سعادتمند و  دیگری  بدبخت و شقاوتمند. سیمای نیکبختان از نور می‌درخشد و پروردگار عزوجلّ را نگاه می‌کنند و چهره شقاوتمندان بسی تیره می‌باشد و هاله ای  از ذلت  و خواری بر آن می نشیند ودر این سوره در باره وضع و حال در حالت احتضار را بحث وبیان می کند که  چنان حا لتی از هول وسختی انسان را فرا می گیرد و در آن هنگام انسان با سختی و مضیقتی  دست به گریبان است که به حساب نمی‌آید و تصورش نمی‌رود و همچنین در خاتمه سوره حشر، معاد  را با دلایل و برها نهای عقلی ثابت می کند.


«لَا أُقسِمُ بِِیَومِ القِیاَ مَةِ» 


به روز قیامت و روز حساب وجزا قسم می خورم « وَلاأََقسِمُ بِالنَّفسِ اُ لَّلَوّامَةِ » و به نفس و نهاد مومن  وبا تقوا که صاحب  خود را در مورد  ترک طاعات و انجام اعمال تباه کننده ملامت و سرزنش می کند.


جهنم

«لتبعثن ولتحاسبن»  و «أَیَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَلَّن نَجْمَعَ عِظَامَهُ »  ازبس که روز قیامت مهم وهول انگیز است که خداوند بدان سوگند یاد کرده است و به نقس  نهادی  قسم  خورده که صاحب خود را بخاطر تقصیراتی که دارد سرزنش وملامت کرده وبا وجود طاعت وعبادتی که اندوخته کرده است طلب بخشودگی وقبول توبه می کند. 

حسن بصری گفته است؟نفس لوامه همان نفس ونهاد انسان مؤمن است. چون مؤمن خود را ملامت می کند و می گوید.از گفتارم چه هدفی داشتم؟واز عملم چه قصدی داشتم؟


اما کافر خود را سرزنش نمی کندوراهش را می گیرد ومی رود وخود را محاسبه ومواخذه نمی کند. آیا انسان کافر و تکذیب کننده ی حشر و نشرگمان می کند  که در روز قیامت نمی توانیم استخوانهایش را بعد از پوسیدن و متلاشی شدن جمع کنیم «بلی قاَدِرِیَن عَلَی أَن نُسَوَّی  بَتَانَهُ» آن را جمع آوری می کنیم و ما قادریم قسمت ها و بندهای انگشتان او را اعاده کنیم  و به  یکدیگر متصل  نماییم  که کوچکترین اعضای او می باشد و از لحاظ بهسازی  دقیق ترین ولطیف ترین اندام هستند تا چه رسد به استخوان های درشت وبزرگ. از این روبنان  یعنی سرانگشتان ، که دارای شکل وضعی شگفت انگیزند و ساختار دقیق دارند.


«فَا ذَِابَرِقَ البَصَرُ» وقتی چشم خیره شد واز شدت اهوال و مخاطره آشفته گشت «وَخَسَفَ القَمَرُ» و روشنایی ماه تاریک شد «و َجَمِعَ الشّمسُ وَالقمرَُ» و ماه وآفتاب باهم  جمع  شدند وبرای عذاب کفار در آتش انداخته شدند. 


عطاء گفته است: در روز قیامت ماه وخورشید با هم جمع می شوند وآنگاه به دریا انداخته می شوند تا تبدیل به آتش بزرگ خدا شوند.


«یَقولُِِ الإِنسَانُ یَو مَئِذٍ أَینَ المَفّرُ» در آن روز انسان نابکار وکافر می گوید به کجا می توان گریخت؟ و به کجا باید فرار کرد ؟


و از این حادثه جانکاه و مصیبت بزرگ چگونه باید گذشت ؟ این را از نومیدی بر زبان می آورند چون می دانند که در آن هنگام راه فراری نیست . مقصود از این آیات هول و هراس آخرت است دیده ها در روز قیامت خیره می شوند و از شدت هول و هراس متحّیر می گردند و از مشاهده ی عظمت امور، خیره می مانند و انسان عقلش را از دست می دهد هوش از سرش می پرد و به جستجوی مجا و مفری می افتد اما هیهات قیامت فرا رسیده و حیات به سر آمده است.


«ینبّؤالانسان یومئذ بما قدم و أخر» در آن روز تمام اعمال گذشته انسان به او گفته می شود و از کوچک و بزرگ و مهم و ناچیز اعمالش با خبر می‌شود که در حال حیات از پیش فرستاده و آنچه برای بعد از مرگ گذاشته است. از نیک و بد و حسن و قبح عملکرد خود با خبر می شود.


«بل الانسان علی نفسه بصیرَة» بلکه انسان بر خود گواه است و به زشتی و عمل و ناپسندی کار خود شهادت می دهد و به شاهدی دیگر نیاز ندارد.


این بخشی از اوضاع و احوال قیامت است که با توجه به آیات قرآن کریم برایتان شرح دادیم . از خدا می خواهیم که در آن روز دهشتناک ما را پناه دهد.

لینک ثابت داغ کن - کلوب دات کام








نقش تربیتی زنان و مادران درتربیت یاران حضرت مهدی (ع ) 


مقدمه :
تبیین ارزش و مقام زن و نقش تربیتی آن درآیات نورانی قرآن کریم و روایات حضرات معصومین (ع ) فرع بر انسان شناسی است و آن نیزخود ازهستی شناسی و توحید نشات می گیرد و زن عنصرتابناکی است که زیربنای همه فضیلت های انسانی و ارزش های والای خلیفه الله درجهان است (1) نقشی که اسلام برای زن در نظام جامع تربیتی خود قائل است دقیقاً منطبق برفطرت و جایگاه او درنظام آفرینش است و دشوارترین و ظریفترین مسوولیت ها که به عهده پیامبران بوده برعهده زنها گذاشته شده است و آن تربیت فرزند است .زن با برخورداری از ویژگیهای خاص جسمی و روحی نقش مادری و تربیت فرزند را که زیر بنائی ترین نقش ها درنظام خلقت است و صلاح و فساد جوامع بدان بستگی دارد عهده داراست . مکتب اسلام برای تربیت فرزند که یقیناً سرنوشت جوامع را رقم می زند آنقدراهمیت قائل است که برای انتخاب همسر و آداب و رفتار پدر و مادر قبل از انعقاد نطفه از رحم مادر،دوران بارداری مادرتا دوران تولد و شیرخوارگی و تا دوران کودکی نوجوانی و جوانی دستورالعملی دقیق تنظیم و ارائه نموده است که رعایت آن تربیت نسل صحیح و لایقی را دربردارد . 
مروری بر زندگی شخصیت های بزرگ و وارسته تاریخ که نقطه عطفی درتاریخ بشری شمرده می شود و منشاء خدمات برکات فراوانی بوده اند نشان می دهد که زنان و مادرانی تربیت شده و مومنه نقش اساسی و تعیین کننده درتربیت آن شخصیت ها داشته اند .یکی ازعلل و عوامل مهم عدم توفیق جوامع درامر(تربیت نسل پیش رو و آینده)بی توجهی به نقش معجزه آمیز و حیاتی زن درموقعیت مادری بوده است .درفرهنگ اسلامی موضوع مهدویت و انتظارفرج و ظهورو تشکیل حکومت آن حضرت یکی ازافق های بسیار روشن انسان سازو تعالی بخشی است که تحقق عینی و عملی این موضوع نیازمند انسانهای تربیت شده ای است که ازهرحیث آمادگی یاری و حضورخالصانه تحت نظر امام عصرخود و قرآن ناطق الهی را داشته باشد و تمامی ابعادی که برای مهدی یاوران متصوراست دروجود آنها جلوه کرده و نسخه ای ازاسوه حسنه قرآنی باشند .متعلق تربیت دینی همان تربیت اخلاقی است که پیامبراکرم (ص ) فرمودند انی بعثت لاتمم مکارم الااخلاق )همانا من برای کامل کردن کرامتهای اخلاقی مبعوث شده ام .(2) . مفاهیمی ازقبیل برو نیکی،خیر،معروف ،احسان ، عدل ،اجتناب از فحشا ،منکرو ظلم و ...حاکی ازرویکرد اخلاق و تربیت دینی است برخی از آیات دراین باره عبارتند از:اعراف 33 و 199 .بقره 78 و195 و 263 وآل عمران 104 و 193 و 198 .قصص 77 . هود 71 . مومنون 96 . اسراء53 ،بقره169و268، عنکبوت 45 . انعام 151 .
قرآن کسب معرفت را صرفاً ابزاری برای نیل به تحول اخلاق می داند چه معرفت درسطح جهان شناسی باشد چه آگاهی از امورغیب و چه معرفت ازوقایع تاریخی ( هود 120 . قمر 4 . یوسف 3 . نازعات 34 )ازدیگر نگاه قرآن به احکام و شریعت نیزنگاهی حاکی از اخلاق مداری است (و اقم الصلوه ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر)و نماز را به پا دار که نمازازکار زشت و ناپسند باز می دارد .( عنکبوت 54 . بقره 771 و 183 . توبه 1 تا 3 ) براین مطلب دلالت دارند .
دراین عرصه نقش اخلاق فردی خانوادگی دینی وعبادی مادران حائزاهمیت بوده و مهدی باوری و تاسی به اخلاق قرآنی امام عصرو معرفت و محبت خالصانه به آن حضرت می تواند باعث کشش و گرایش و علاقه خانواده به ویژه فرزندان به مکتب اهل بیت عصمت و طهارت به ویژه امام مهدی (ع ) گردد و مسلماً زنی می تواند در ظهور و قیام و نصرت حضرت نقش داشته باشد که با ترسیم افق و چشم انداز زیبایی مهدویت و ظهور و نهضت فراگیرش به تربیت بهترین یاوران برای حضرت اقدام نماید . 

نقش و جایگاه تربیتی زنان، تربیت مهدوی فرزندان
نقش و جایگاه تربیت زنان :انسان شگفت ترین مخلوق خداوند و والاترین نشانه قدرت حق است که استعداد وصف به همه صفات و کمالات الهی را دارد و آفریده شده است تابه مقام خلیفه اللهی برسد و این سیرجزبا تربیت حقیقی میسرنمی گردد . امام خمینی (ره ) درباره سیرتربیتی انسان فرموده است انسان مراتب سیرش از طبیعت است تا مافوق طبیعت تا برسد به آنجایی که مقام الوهیت است سیرازطبیعت تا رسیدن به مقامی که غیرازخدا هیچ نبیند . این موجود قابل این است که ازاین طبیعت سیربکند و تمام معنویت ها را درخویش با تربیت صحیح ایجاد بکند و برسد به مقامی که حتی فوق مقام ملائکه باشد.انسان موجودی است که خدای تبارک و تعالی او را خلق کرده است برای اینکه همه جهاتی که درعالم هست، درانسان هست منتهی به شکل قوه و استعداد است و این استعدادها باید فعلیت و تحقق پیدا کند (3) اگراین تحول براساس تربیتی ربانی در انسان محقق نشود انسان درمرتبه حیوانیت متوقف می ماند و استعدادهای خود را دراین جهت به کارمی گیرد .همه تلاش پیام آوران الهی براین بوده است که انسان را تربیت کنند . پیام آوران الهی مبعوث شدند تا انسان را به آداب الهی و مکارم اخلاقی متصف نمایند . تربیت ازجمله واژه هایی است که بسیاری از مفاهیم فرهنگ اسلامی را دردرون خود جای می دهد . تربیت یعنی پرورش جمیع استعدادهای فکری روحی و جسمی انسان دراسلام زن و مرد از جهت انسانیت و ارزش عمل مساوی می باشند ولی همان گونه که دربعضی از صفات و فعالیت ها مرد بر زن برتری دارد زن نیز دارای خصوصیاتی است که ازآن جهت بر مرد برتری دارد و آن دلی سرشار از مهر و پرعاطفه، نوع دوست ،نوع پرور، رقیق القلب و فداکاری است برای همین خدای متعال این وظیفه خطیرو مهم انسان سازی و تربیت فرزند را برعهده زن قرار داده است .امام خمینی(ره)دراین باره فرموده اند :نقش زنان درعالم از ویژگیهای خاص برخوردار است . صلاح و فساد یک جامعه از صلاح و فساد زنان در آن جامعه سرچشمه می گیرد .(4)

تربیت وراثتی کودکان درنهاد خانواده :
زن یکتا موجودی است که می تواند ازدامن خود افرادی به جامعه تحویل دهد که از برکاتش یک جامعه بلکه جامعه ها به استقامت و ارزشهای والای انسانی کشیده شوند و می تواند به عکس آن باشد .(5)
مادر بارزترین منشأ آسایش مهر و عالی ترین منبع سعادت خانوادگی است .مادرمظهر عاطفه و مهرو سنگ صبورو چهره دوست داشتنی خانه است که با رافت خود محیط خانه را آرام و اهل منزل را مسرور می سازد. اوست که درخانه مدینه فاضله می سازد و به پرورش و سازندگی شخصیت ها می پردازد . مادر موجب تحول درجسم و روان کودک است و اوست که می تواند تغییرات مطلوب را در فرزندان ایجاد کند و منتظرواقعی و سرباز امام زمان ( عج ) بسازد .خوشبختی هر جامعه مرهون تربیت خانوادگی افراد آن است و نقش اساسی درخانواده به عهده مادران می باشد تا آنجا که می شود گفت مادربا یک دست گهواره کودک و با دست دیگرجهان را به حرکت درمی آورد . (الولد مطبوع علی امه -فرزند ساخته شده مادراست ) (6)ازنظراخلاق و طبیعت و دیانت تربیت را اگرامری دائمی به حساب آوریم و اگرکودک را تا هفت سال اول درخانه و همراه مادربدانیم باید اعتراف کنیم که بخش اعظم تأثیرگذاری ها ازسوی مادراست و بیشترخلق و خو و رفتارهای کودکان حتی در سنین جوانی وبعد ازآن نشات گرفته از مادراست .
اینچنین اهمیت نقش مادر درتربیت و زمینه سازی ظهورحضرت مهدی (عج )مشخص می شود .مادری که با رفتارالگویی خود انسان می پرورد و طفل را ازعالم ناپاکی ها دورمی دارد و دراو مهرو صفا ،خیرخواهی و خیراندیشی نسبت به دیگران به وجود می آورد .مادر شکل دهنده شخصیت کودک می باشد.کاراو ظریف و حساس است و بایستی براساس معیارهای دین دراخلاق و تربیت فعالیت کند هیچ عملی شرافت مندانه ترازانجام وظیفه مادری نیست .مادرباید درس تعهد ومسوولیت و شرافت و انسان بودن را به فرزند خویش بیاموزد .پس باید خود اول درجنبه خود سازی قیام و اقدام کند.او باید مظهرعدل و ارزشهای انسانی فکرو برکنارازبدخواهی و بداندیشی باشد .و دریک کلمه انسانی تزکیه شده باشد .
«زن باید موقعیت حساس خویش را در پرورش انسان و حیاط انسانی جامعه درک کرده باشد و به نقش عظیم خویش درمحیط خانه که محل اجرای مسوولیت های الهی است واقف باشد و عالی ترین و زیبنده ترین هنرزن در پرورش و تربیت انسان الهی ظهورفعلی می یابد .(7)
لذا وظیفه زنان درقبال همسر و فرزندان وظیفه بسیارخطیری است نباید محیط خانه را کوچک شمرد و ازمسوولیت تربیت فرزند شانه خالی کرد.زن نمونه رفتارو شخصیت است و همه رفتارو حالات او میزان الگوی فرزندان است .آری تربیت شدگان دراین مدرسه هر درسی بیاموزند درمیدان بزرگ اجتماع به مرحله بروزو ظهور درخواهند آورد .درس عملی تقوا وخدا ترسی او ،راهنما و نافذ در قلب اعضای خانه است و برعکس او می تواند منشا رذیلت ها باشد .
«زن انسان است ،آن هم یک انسان بزرگ، زن مربی جامعه است از دامن زن ،انسان ها پیدا می شوند .مربی انسان ها زن است،سعادت و شقاوت کشورها بسته به وجود زن است زن با تربیت صحیح خودش انسان درست می کند و با تربیت صحیح خودش کشوری را آباد می کند .قرآن کریم انسان ساز است و زن نیز انسان ساز، وظیفه زن ها انسان سازی است (8)
با توجه به شواهد و مستندات ذکرشده اهمیت و جایگاه تربیت فرزند و سهمی که مادر دراین مورد به خصوص درزمینه سازی ظهورامام زمان (عج ) با پرورش وتربیت فرزندان خود دارد معلوم می گردد .پیامبر اکرم (ص ) فرموده اند :
«کل مولود یولد علی الفطره فابواه یهودانه و ینصرانه »هرکودکی براساس فطرت پاک به دنیا می آید و این پدر و مادرش هستند که او را یهودی و نصرانی تربیت می کنند .(9) 

تربیت مهدوی فرزندان : 
نقشی که مادران درایجاد و تثبیت صفات یاوران حضرت درفرزندانشان دارند نقشی بسیارمهم و تربیت دینی و تاثیرگذاراست .از جمله خصوصیات تربیت دینی و ازمهم ترین صفات یاران امام، ایمان محکم آنها است، خداوند درقرآن می فرماید :«ای کسانی که ایمان آورده اید هرکدام ازشما که از دینش بازگردد خداوند به زودی قومی را جایگزین آنان می کند که دوستشان دارند و آنان نیزخدای را دوست دارند و از ملامت سرزنش کنندگان نمی هراسند.این فضل الهی است که به هرکس که بخواهند عطا می کنند ».(10) ازبررسی مفهوم این آیه در می یابیم که مخاطبین آن مومنانی هستند که هنوزدربوته آزمایش قرارنگرفته اند و آنان پس ازامتحان الهی به دو دسته تقسیم می شوند :گروهی به سبب سستی ایمان درآزمایش و عکس العمل های ناپسندشان دربرخورد با حوادث روزگار که منافی با ایمان و حق و هدایت است زمینه ارتداد خود را فراهم می آورند و دسته ای دیگرکه آزمون الهی را درهمه مراحل با سربلندی طی می کنند کسانی هستند که برای برپایی نظام جهانی الهی درنظرگرفته شده اند و همانانی هستند که خداوند برای یاری امام مهدی (عج ) ذخیره فرموده است .ایمان حقیقی است دروجود انسان که ازابتدای خلقت درفطرت او نهادینه شده اما آنچه مهم است این است که باید درسایه تعلیم و تربیت انبیاء شکوفا گردد و به نهایت خود برسد .هنگامی که انسان پا به عرصه دنیا می گذارد اعتقاد به خدا و ولایت اولیائش و سایراصول دین در زمین دل او وجود دارد ولی باید با هدایت و آموزش های مادراحیاء و تثبیت گردد تا مبادا فتنه های روزگار و وسوسه های دشمنان خدا ریشه این اعتقاد را در دل او بخشکانند اما کارکردن روی اعتقادات فرزندی که همچون دوربین فیلم برداری بسیاراثرپذیر و حساس است دقت و ظرافت زیادی لازم دارد .یک زن اگرخود را درزمینه اعتقادات و معرفت محکم و قوی نکرده باشد و خود دچار شبهات و انحرافات فکری باشد هرگز نمی تواند فرزندی را تربیت کند که امام خود را یاری نماید چرا که مادرحلقه اصلی اتصال دهنده فرزند به وجود نازنین حضرت مهدی ارواحنا فداه است .یک زن مومنه خود به حقیقت ایمان دست یافته علاوه برآنکه ابعاد وجودی او کاملاً هماهنگ و کامل است .اهمیت مسوولیتی که خداوند درتربیت فرزند برعهده او نهاده به خوبی درک می کند و با تلاش و همت دراین زمینه می کوشد و به یاری خدا و عنایات حضرت ،فرزندی با ایمان به حقایق الهی پرورش خواهد داد و مسلماً چنین فرزندی که ازابتدای حیات دردامان چنین مادری پرورش یافته با حقیقت ایمان کامل آشنا گردیده و هرگز ازراه خدا انحراف پیدا نکرده و در نهایت ازبهترین کسانی است که درشرایط سخت با حفظ ایمان دردوران غیبت امام عصر(عج )دین خود را که دراصل وجود مقدس حضرت ولی عصر (عج ) است را رها نمی کند .
سید بن طاووسی ازابن رزین غافقی نقل می کند که می گفت از حضرت علی (ع ) شنیدم درتوصیف یاران امام زمان (عج ) فرمودند : «ایشان چون مشعلهای فروزانند که دلهای استوارشان بسان قندیل های نور درسینه هاشان آویخته است .این مردان تنها ازخدا می ترسند ...به هرسوی روی آورند ترس و بیم از هیبت آنان پیشاپیش دردل مردمان افتد و تاب مقاومت ازهمه گرفته شود .آنان ازتلاش هایی که برمصالح منحرفان ضربه می زند و موجب خشم کافران می گردد دست نمی کشند و از ملامت هایشان بیمی به خود راه نمی دهند و پیروزی آنان درامتحان الهی نتیجه فداکاری های بی دریغ است که درطول حیات خود و برای هدایت و عدالت که بالاترین مقصود ایشان بوده است انجام داده اند .شجاعت ،ویژگی لشکرامام مهدی (عج )است و همگی آنان ازشجاعت درجهاد برای برپایی عدالت برخوردارند.»(11)مادری که هیچ گونه ضعف ونقص ایمانی و معنوی نداشته باشد، فرزندی پرورش می دهد که به عزت نفس دست یافته و حقیقتاً مصادق «اذله علی المومنین و اعزه علی الکافرین »(12) 
که این فروتنی درمقابل مومنین و سربلندی در مقابل کافرین و بی دینان ازبارزترین صفات و خصوصیات یاران حضرت مهدی (عج ) است .ایمان پولادین سربازان امام درنهایت آنان را به دو نتیجه قابل تفکیک ،شجاعت و عبادت می رساند .
مادری که سالها در راه رسیدن به خدا مورد امتحانات سخت واقع شده و درتمام موارد استقامت ورزیده و رذائل راازخود بیرون کرده،و ازغیرخدا ترسی به دل راه نداده شیر زنی است که می تواند چونان فرزندان بزرگوار حضرت زهرا (س )و حضرت زینب (س ) و ... تربیت کند که در راه دفاع از ولایت و امام عصر هیچ بیم و ترسی به خود راه نمی دهند .
عبادت صفتی است که برای ایجاد آن زمینه هایی چون عشق به طاعت و شناخت حق خدا و خشیت از مقام پروردگارلازم است .خستگی ناپذیری یک زن مهذب و کامل درراه عبادت حق تعالی و مناجات های شبانه و دعا و تسبیح او در روز مانند بانوی بزرگواراسلام حضرت فاطمه ( س )این زمینه ها را به تدریج در روح فرزندان ایجاد می کندچرا که فرزندی که از ابتدا و بیش ازهمه درکنارمادر است و بیشترین تاثیرپذیری را ازمادردارد با روح تعبد وحقیقت بندگی آشنا می شود و همواره دراین طریق می کوشد .مادری که دراثر تقوا و پرهیزکاری به سرچشمه حکمت دست یافته و تمتم اعمال و رفتارخود را برطبق میزان صراط مستقیم قرارمی دهد بهترین الگو برای فرزند خود درقرارگیری درجاده حرکت به سوی خداست و جان فرزند را با آب بینش و حکمت الهی سیراب می گرداند . 

نتیجه :
به دنیا آوردن فرزندان و تربیت نمودن آنها هنرمخصوص و رازآفرینش زن است . ازاین راه است که زن تشبه به الله و تشبه به صفات الله پیدا می کند و ازاین راه است که زن مظهرخلاقیت الله می شود و مورد کرامت پروردگار واقع می گردد .(13)یکی از زیباترین اثرات تربیتی که یک مادر در ایجاد روحیه عشق و فداکاری در راه امام زمان ( عج ) دارد عشق و محبتی است که او به سالارشهیدان ابا عبدالله الحسین دارد و شیره این عشق را با سوز و گریه خود و علاقه ای که به آن حضرت دارد در روح کودک خود می ریزد .آنگاه این فرزند با تمام وجود در صف یاوران حضرت مهدی (اروحنا فداه ) ندای یا لثارات الحسین (ع ) سر می دهد و در رکاب امام عصر (ع ) به طلب خون حسین (ع ) بر می خیزد با درک اهمیت نقش مادران در تربیت شایسته است . بانوان شیوه تربیت دینی را الگوی خود قراردهند و دراین مسیراز زندگی زنان مومن درس بگیرند تمام حرکات کارها وگفتارها در روحیه کودکان موثراست پس باید محیط خانه را بسیارحساس دانست و از آن به عنوان کارخانه آدم سازی و دانشگاه انسانیت استفاده کرد.اهمیت نقش زنان در تربیت فرزند را نمی توان نادیده گرفت با همه تاثیراتی که طفل ازجامعه مدرسه و معلم می گیرد بازتحت نفوذ خانواده به خصوص مادراست .شخصیت های بزرگ بیشترموفقیت خود را مرهون مادرانی می دانند که به وظایف ویژه خود عمل کرده اند و در ساختن شخصیتی موثرازآنان نقش اساسی داشته اند، لذا اسلام زن را به مسوولیت پرورش نوباوگان باغ بشریت متعهد می کند . اسلام اداره یکی ازمقدسات اسلام و اجتماع اسلامی یعنی کانون خانواده را به عهده زنان گذاشته است زیرا این کانون بهترین پرورشگاهی است که اخلاق و عقائد و قوانین اسلام درجان انسان به واسطه تربیت قرار می گیرد و تثبیت می شود.با ارزش ترین برنامه ای که اسلام برای پایدار ساختن اجتماع بشریت در آن می کوشد اداره بخش هایی از جامعه است که منطبق با استعداد و فطرت بانوان است. پس زنان چنین رسالت خطیری را به نحو احسن شناخته و انجام رسانند .اینها همه گوشه هایی بود ازنقشی که مادر خود ساخته می تواند درتثبیت فضائل اخلاقی و ساختن یک منتظر واقعی ایجاد نماید و بدین وسیله زمینه سازظهور موفورالسرور آن حضرت و ازخادمین و یاوران ایشان باشد . 

پی نوشت ها:

1-امام خمینی (ره ) ،صحیفه نور،ج 16 ،ص 125)
2-(مجلسی ،بحارالانوار،ج 16 ،ص 210 ) . 
3-امام خمینی، صحیفه نور، ج 7 ،ص 282 .
4-صحیفه نور، ج 6 ،ص 185
5- تبیان دفترهشتم، ص 268 .
6-غررالحکم، ص 76، حکمت 1863 . 
7-محمد امین زاده،کتاب اخص و ممتاز زن ،ج2،پائیز 73.
8-امام خمینی (ره )، تبیان، ص 57 .
9-علامه مجلسی ،بحارالانوار، ج 67 ،ص 127 . 
10-سوره مائده ،آیه 54.
11-سید بن طاووس ،الملاحم و الفتن ،ص 52،چاپ نجف )
12-سوره مائده ،آیه 54 .
13-علویه همایونی ،زن مظهرخلاقیت الله .
منابع و ماخذ : 
1 -قرآن کریم .
2 -نهج البلاغه . 
3 -آمدی ،غررالحکم، ص 67 ،حکمت 3681 . 
4 -امین زاده، محمد رضا ،کتاب اخص و ممتاز زن ،ج 2 ،پائیز 37 . 
5 -امام خمینی روح الله، صحیفه نور، مجلدات متعدد،موسسه تنظیم و نشرآثارامام . 
6 -امام خمینی روح الله، تبیان ( جایگاه و رسالت زن مسلمان )، موسسه تنظیم و نشر آثارامام . 
7 -سید بن طاووس ،الملاحم و الفتن، ص 25، چاپ نجف . 
8 -علامه مجلسی ،بحارالانوار، ج 76 ،ص 721 . 
9 - علویه همایونی، زن مظهرخلاقیت الله . 
10 -علامه طباطبایی ،محمد حسین، المیزان ،تفسیرسوره نساء و حجرات .
منبع:نشریه کوثر،(فصلنامه قرآنی)،شماره 

لینک ثابت داغ کن - کلوب دات کام