
|
آبها
خطکشی نمیکنند... | |||
|
| |||
|
آبها خطکشی نمیکنند، هم دستهای پاک را میپذیرند و هم دستهای آلوده را. آینهها هم مرزبندی نمیکنند، هم چهرههای زشت را نشان میدهند و هم چهرههای زیبا را. پیامبر(ص) هم آب بود و هم آینه، یعنی برای همه بود. یعنی همه از اخلاق خوب پیامبر(ص) برخوردار بودند و بهره میبردند. پس اگر پیامبر(ص) مهربان بود، با همه مهربانی میکرد و اگر حرمت و احترام میگذاشت، برای همه بود. اگر گره گشایی میکرد، گره از کار همه میگشود، او هرگز اهل تبعیض و تفاوت نبود.
زرگرها وقتی بخواهند بدانند که سکهای طلا هست یا نه، آن را به زمین زده و آنگاه از جنس صدای آن متوجه میشوند.
خدا هم زرگر عالم است وقتی بخواهد بفهماند کسی طلا هست یا نه و یا جنس خوبی دارد یا نه، او را چند صباحی ـ و به ظاهرـ به زمین میزند و مشقات و مشکلاتی را برایش فراهم میسازد و آنگاه از جنس حرفها و برخوردها و رفتارهایش مشخص میکند که او چگونه آدمی است.
دندان پیامبر(ص) را شکستند اما او به جای آن که نفرین کرده و نفرتی در دلش پدید آید دستان خود را به سمت آسمان بلند کرده و میفرمود: "اهد قومی انهم لا یعلمون؛ خدایا اینها نمیدانند و تو اینها را هدایت کن." یعنی جواب بدی را با خوبی میداد.
حال اگر اسوه ما پیامبر(ص) باشد ما هم باید بدیها را با خوبی جواب دهیم.».....
شما در برابر آینه اگر خندان باشی چهرهای خندان میبینی و اگر گریان باشی چهرهای گریان را تماشا میکنی.
این دنیا هم آینهوار است، از اینرو شما همان میبینی که هستی و انجام میدهی. هر دست که دادند همان دست گرفتند
این فرمولی است که قرآن کریم دارد و میگوید: "ان احسنتم احسنتم لانفسکم و ان اساتم فلها؛ یعنی اگر خوبی کنی خوبی میبینی و اگر بدی کنی بدی میبینی."
فاطمه زهرا(س) این فرمول را خوب فهمیده بود، لذا علی(ع) فرمود: "لا اغضبتنی فاطمه؛ فاطمه زهرا(س) هیچگاه مرا ناراحت نکرد.....
قسمتی از کتاب سلوک باران . محمد رضا رنجبر حیف نخونیش | |||
|
اولین بیعت کننده
با امام زمان(عج) مفضّل بن عمر از امام صادق(ع) روایت کرده است که
فرمود: آنگاه که خداوند به حضرت قائم(عج) اجازه خروج دهد، آن حضرت به منبر رود، پس
مردم را به سوی خویش دعوت کند و به خداوند سوگندشان دهد و به حق خویش آنها را
بخواند و به این که بین ایشان و روش رسول خدا(ص) رفتار کند و به کردار آن حضرت عمل
کند. آنگاه خداوند جبرییل را می فرستد که نزد او بیاید، جبرییل در حجر اسماعیل نزد آن حضرت می آید و می گوید: به چه چیز مردم را می خوانی؟ حضرت قائم(عج) دعوت خود را به او خبر دهد. جبرییل می گوید: من نخستین کسی هستم که با تو بیعت می نمایم، دست خویش را برای بیعت باز کن، پس دست به دست آن حضرت گذارد و متجاوز از سیصد و ده مرد نزد او بیایند و با او بیعت نمایند و در مکه می ماند تا یارانش به 10 هزار نفر برسد، سپس از آنجا به مدینه رهسپار شود.(۱) همچنین نقل شده است که حضرت قائم(عج) پشت به حرم (خانه کعبه) می دهد و دست خود را دراز می کند مثل دست موسی ... آنگاه می فرمایند: این دست خداست و از جانب خداست و به امر خدا کشیده شد و این آیه را تلاوت می کند :ان الذین یبایعونک انما یبایعون الله یدالله فوق ایدیهم، فمن نکث فانما ینکث علی نفسه ... . پس اول کسی که دست آن حضرت را می بوسد جبرییل است و با آن جناب بیعت می نماید و پشت سر او فرشتگان و نجبای جنّ و نقیبان آن حضرت بیعت می کنند. (۲) منابع: ۱-مهدی موعود، ترجمه و نگارش علی دوانی، ص۱۱۵۴ ۲-اسرار العقائد، ج ۲، ص ۱۰۰ به نقل از کتاب "یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان(عج)"، از علیرضا رجالی تهرانی، انتشارات نبوت |
|
|


g




آن زمان که پیامبر اسلام (صلی الله علیه وسلم) در صحرای خشک و بی آب وعلف حجاز، مردم را به یکتاپرستی دعوت کرد وسه اصول اصلی اسلام را به یارانش تعلیم می داد هنگامی که از معاد وایمان به تحقق آن بحث می کرد همیشه این سوال مطرح بوده است که قیامت کی می آید؟
و رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) جوابی که به این سوال می داد شاید انتظار آن هرگزنمی رفت.
آن هنگام مردی به خدمتش رسید و پرسید «مَتَی السّاعَة»؛ یعنی قیامت کی می آید؟ و پیامبر در کمال آرامش تنها با مطرح کردن سوالی به جواب سوال پرداخت و فرمود:
«فَمَا أًًًَعدَدتَ لَها»برای آن روز چه چیزی را آماده کردهاید و در واقع این سخن یعنی چه چیزی را پیش از خود برای آن روز فرستادهاید؟
آیا آمادگی روبرو شدن با آن وضعیت را دارید؟ آن مرد گفت:
«أَعدَدتَ لَها حبَّ اللهِ وَ رَسُولِهِ»؛
یعنی توشهای که آماده کردهام محبت خدا و محبت رسول خدا(ص) است.
آن بزرگوار فرمودند: «اَنتَ مَعَ مَن اَحبَبتَ»؛
شما در روز قیامت به همراه محبوب خودت و آنکه دوستش داری خواهی بود. اما نزدیکی قیامت حرفی است که از سالها پیش و شاید به درازای تاریخ اسلام بر زبانها جاری میشود پس باید گفت بعد از 1400سال الان قیامت نزدیکتر است جواب چنین سوالی در نهایت آیات قرآن کریم است که خداوند میفرماید:
«وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا لَاعِبِینَ »(دخان/38)
«مَا خَلَقْنَاهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا یَعْلَمُونَ »(دخان/39)
بگو: خدا شما را زنده میگرداند. سپس شما را میمیراند. سپس همهی شما را گرد هم میآورد در روز قیامت که هیچ شک و شهبهای در آن نیست. اما بیشتر مردم نمیدانند. خداوند در سوره روم آیه55 میفرماید وقتی قیامت میآید، گناهکاران و مجرمان سوگند میخورند که به مدتی کم، در دنیا ساکن نبودهاند، یعنی عمر طولانی دنیا حتی اگر عمر نوح هم بوده باشد زود سپری گشته و تمام شده است.
در دنیا هم اینگونه به سوی دروغ برگردانده میشوند. کسانی که اهل ایمان بودند به آنها میگویند: شما تا آن زمان که خدای متعال مقدر کرده بود، در دنیا باقی ماندید. و حالا روز زنده شدن است. ولی شما خودتان نمیدانید.
و اما اولین مرحله از قیامت چگونه شروع میشود؟
«فَإِذَا هُم قِیَامٌ یَنظُرُونَ » (زمر، 68)
همه آماده میشوندو به انتظار محاسبه میایستند،
همانطور که در سورهی یس آیه 51 آمده است:
«نُفِخَ فِی الصَّوِر فَاِذاهُم مِنَ الاَجداثِ اِلَی رَبِهِّم یَنسِلُونَ»
«یَومَ یَدعُ الدَّاعِ إلَی شَیءٍ نُّکرُ*خُشَّعاً أبصَارُهُم یَخرُجُونَ مِنَ اُلاَجدَاثِ کَأَنَّهُم جَرَادُ مُّنتَشِرُ*مُّطِعِینَ إِلَی اُلدَّاعِ یَقُولُ الکَافِرُونَ هذَا یَومُ عَسِیرُ»(قمر، 8-6)
روزی که داعی [حق] آنها را به سوی امری دهشتناک دعوت میکند، برای چیزی که آن را نشناختهاند و انتظار چنین واقعهای را نداشتهاند، ذلت از سیما و وجودشان میبارد. از قبرهایشان بیرون میآیند و مثل ملخهای پراکنده با عجله به این طرف و آن طرف میروند و به دنبال صدا میگردند و آن روز کافران میگویند روز بسیار سختی است.
و این که آیا زنده شدن روحی است یا جسمی؟
واقعیت این است که از روی متون متعدد قرآن و سنت روشن میشود که هم جسمی است و هم روحی.
چنانچه خداوند متعال در آیات متعددی به واقع این امر اشاره کرده است.
«أَیَحسَبُ اُلإِنسَانُ أَن لن نَجمَعَ عِظَامَهُ»(قیامت/3)؛
آیا انسان گمان میکند که ما استخوانهایش را جمع نمیکنیم.

« بَلی قادِرِینَ عَلَی أَن نُسَوّیَ بَنَانَهُ » ما قدرت آن را داریم که حتی سر انگشتان را همچون دنیا که هیچ دو نفری پیدا نمی شوند که سر انگشتانشان مثل هم باشند معنایش این است که زنده شدن هم جسمی است وهم روحی.
پیامبر خدا فرمود: «یَعرِقُ النُاسُ یَومَ القیامَـةِ » مردم در روز قیامت به اندازه ای عرق می کنند«حَتَّّی یذهَبُ عرُقُهم فی الأَرضِ سَبعِینَ ذِرَاعاً » که عرقشان به اندازه ی هفتاد ذرع در زمین فرو می رود «وَیجمُعهُم حَتی یَبلُغَ آذَانَهُم» و عرق آنها را طوری در بر می گیرد تا به گوشهایشان می رسد .
پیامبر خدا می فرماید: لخت و پا برهنه مانند روزی که متولد شدهاید، محشور میشوید.
می فرماید: مردان و زنان لخت همدیگر را تما شا می کنند؟
فرمودند: وضعیت آنقدر شدید و ناخوشایند است که فرصت پیدا نمی کنند که یکدیگر را نگاه کنند یعنی هول و هراس خیلی زیاد است. آیا لباسی در آن روز وجود دارد؟ بله اما نه برای همه کس بلکه تنها برای کسانی که در دنیا به دین خدا خدمت کردهاند. خداوند متعال آنها را در روز قیامت رسوا نمیکند وقتی انسانها در روز قیامت صف میکشند به دستور خدا فرشتگان به استقبال مؤمنان میروند.
خداوند در سوره قیامت یادآور شده است که در آخرت انسانها به دو گروه تقسیم می شوند گروهی نیکبخت و سعادتمند و دیگری بدبخت و شقاوتمند. سیمای نیکبختان از نور میدرخشد و پروردگار عزوجلّ را نگاه میکنند و چهره شقاوتمندان بسی تیره میباشد و هاله ای از ذلت و خواری بر آن می نشیند ودر این سوره در باره وضع و حال در حالت احتضار را بحث وبیان می کند که چنان حا لتی از هول وسختی انسان را فرا می گیرد و در آن هنگام انسان با سختی و مضیقتی دست به گریبان است که به حساب نمیآید و تصورش نمیرود و همچنین در خاتمه سوره حشر، معاد را با دلایل و برها نهای عقلی ثابت می کند.
«لَا أُقسِمُ بِِیَومِ القِیاَ مَةِ»
به روز قیامت و روز حساب وجزا قسم می خورم « وَلاأََقسِمُ بِالنَّفسِ اُ لَّلَوّامَةِ » و به نفس و نهاد مومن وبا تقوا که صاحب خود را در مورد ترک طاعات و انجام اعمال تباه کننده ملامت و سرزنش می کند.

«لتبعثن ولتحاسبن» و «أَیَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَلَّن نَجْمَعَ عِظَامَهُ » ازبس که روز قیامت مهم وهول انگیز است که خداوند بدان سوگند یاد کرده است و به نقس نهادی قسم خورده که صاحب خود را بخاطر تقصیراتی که دارد سرزنش وملامت کرده وبا وجود طاعت وعبادتی که اندوخته کرده است طلب بخشودگی وقبول توبه می کند.
حسن بصری گفته است؟نفس لوامه همان نفس ونهاد انسان مؤمن است. چون مؤمن خود را ملامت می کند و می گوید.از گفتارم چه هدفی داشتم؟واز عملم چه قصدی داشتم؟
اما کافر خود را سرزنش نمی کندوراهش را می گیرد ومی رود وخود را محاسبه ومواخذه نمی کند. آیا انسان کافر و تکذیب کننده ی حشر و نشرگمان می کند که در روز قیامت نمی توانیم استخوانهایش را بعد از پوسیدن و متلاشی شدن جمع کنیم «بلی قاَدِرِیَن عَلَی أَن نُسَوَّی بَتَانَهُ» آن را جمع آوری می کنیم و ما قادریم قسمت ها و بندهای انگشتان او را اعاده کنیم و به یکدیگر متصل نماییم که کوچکترین اعضای او می باشد و از لحاظ بهسازی دقیق ترین ولطیف ترین اندام هستند تا چه رسد به استخوان های درشت وبزرگ. از این روبنان یعنی سرانگشتان ، که دارای شکل وضعی شگفت انگیزند و ساختار دقیق دارند.
«فَا ذَِابَرِقَ البَصَرُ» وقتی چشم خیره شد واز شدت اهوال و مخاطره آشفته گشت «وَخَسَفَ القَمَرُ» و روشنایی ماه تاریک شد «و َجَمِعَ الشّمسُ وَالقمرَُ» و ماه وآفتاب باهم جمع شدند وبرای عذاب کفار در آتش انداخته شدند.
عطاء گفته است: در روز قیامت ماه وخورشید با هم جمع می شوند وآنگاه به دریا انداخته می شوند تا تبدیل به آتش بزرگ خدا شوند.
«یَقولُِِ الإِنسَانُ یَو مَئِذٍ أَینَ المَفّرُ» در آن روز انسان نابکار وکافر می گوید به کجا می توان گریخت؟ و به کجا باید فرار کرد ؟
و از این حادثه جانکاه و مصیبت بزرگ چگونه باید گذشت ؟ این را از نومیدی بر زبان می آورند چون می دانند که در آن هنگام راه فراری نیست . مقصود از این آیات هول و هراس آخرت است دیده ها در روز قیامت خیره می شوند و از شدت هول و هراس متحّیر می گردند و از مشاهده ی عظمت امور، خیره می مانند و انسان عقلش را از دست می دهد هوش از سرش می پرد و به جستجوی مجا و مفری می افتد اما هیهات قیامت فرا رسیده و حیات به سر آمده است.
«ینبّؤالانسان یومئذ بما قدم و أخر» در آن روز تمام اعمال گذشته انسان به او گفته می شود و از کوچک و بزرگ و مهم و ناچیز اعمالش با خبر میشود که در حال حیات از پیش فرستاده و آنچه برای بعد از مرگ گذاشته است. از نیک و بد و حسن و قبح عملکرد خود با خبر می شود.
«بل الانسان علی نفسه بصیرَة» بلکه انسان بر خود گواه است و به زشتی و عمل و ناپسندی کار خود شهادت می دهد و به شاهدی دیگر نیاز ندارد.
این بخشی از اوضاع و احوال قیامت است که با توجه به آیات قرآن کریم برایتان شرح دادیم . از خدا می خواهیم که در آن روز دهشتناک ما را پناه دهد.
انی بعثت لاتمم مکارم الااخلاق )همانا من برای کامل کردن کرامتهای اخلاقی مبعوث شده ام .(2) . مفاهیمی ازقبیل برو نیکی،خیر،معروف ،احسان ، عدل ،اجتناب از فحشا ،منکرو ظلم و ...حاکی ازرویکرد اخلاق و تربیت دینی است برخی از آیات دراین باره عبارتند از:اعراف 33 و 199 .بقره 78 و195 و 263 وآل عمران 104 و 193 و 198 .قصص 77 . هود 71 . مومنون 96 . اسراء53 ،بقره169و268، عنکبوت 45 . انعام 151 .
انسان مراتب سیرش از طبیعت است تا مافوق طبیعت تا برسد به آنجایی که مقام الوهیت است سیرازطبیعت تا رسیدن به مقامی که غیرازخدا هیچ نبیند . این موجود قابل این است که ازاین طبیعت سیربکند و تمام معنویت ها را درخویش با تربیت صحیح ایجاد بکند و برسد به مقامی که حتی فوق مقام ملائکه باشد.انسان موجودی است که خدای تبارک و تعالی او را خلق کرده است برای اینکه همه جهاتی که درعالم هست، درانسان هست منتهی به شکل قوه و استعداد است و این استعدادها باید فعلیت و تحقق پیدا کند (3) اگراین تحول براساس تربیتی ربانی در انسان محقق نشود انسان درمرتبه حیوانیت متوقف می ماند و استعدادهای خود را دراین جهت به کارمی گیرد .همه تلاش پیام آوران الهی براین بوده است که انسان را تربیت کنند . پیام آوران الهی مبعوث شدند تا انسان را به آداب الهی و مکارم اخلاقی متصف نمایند . تربیت ازجمله واژه هایی است که بسیاری از مفاهیم فرهنگ اسلامی را دردرون خود جای می دهد . تربیت یعنی پرورش جمیع استعدادهای فکری روحی و جسمی انسان دراسلام زن و مرد از جهت انسانیت و ارزش عمل مساوی می باشند ولی همان گونه که دربعضی از صفات و فعالیت ها مرد بر زن برتری دارد زن نیز دارای خصوصیاتی است که ازآن جهت بر مرد برتری دارد و آن دلی سرشار از مهر و پرعاطفه، نوع دوست ،نوع پرور، رقیق القلب و فداکاری است برای همین خدای متعال این وظیفه خطیرو مهم انسان سازی و تربیت فرزند را برعهده زن قرار داده است .امام خمینی(ره)دراین باره فرموده اند :نقش زنان درعالم از ویژگیهای خاص برخوردار است . صلاح و فساد یک جامعه از صلاح و فساد زنان در آن جامعه سرچشمه می گیرد .(4)